تبلیغات
محبان شهدا(هیئت متوسلین به قمربنی هاشم فردو) - زندگی نامه ووصیت نامه شهدای ویریچ
محبان شهدا(هیئت متوسلین به قمربنی هاشم فردو)
ما ذالفقار حیدریم فداییان رهبریم
چهارشنبه 13 خرداد 1394 :: نویسنده : غلامرضا شب خیز

روزجمعه1394/3/15  مراسم شهدای ویریچ در مسجد شهدای روستا  برگزار  گردید

 شهید سید مرتضی شریفی

برای ادامه به ادامه مطلب برو برادر

شهید سید مرتضی شریفی

نام پدر: حسن

تاریخ تولد: 1 / 6 / 48

تاریخ شهادت: 28 / 2 / 65

در آخرین ماه فصل تابستان 1348، گلی زیبا از تبار فاطمه(س) در روستای ویریج چشم به جهان گشود و پدرش او را به عشق مرتضی علی(ع) سید مرتضی نامید. او در دامان خانواده‌ای متدیّن و مذهبی پرورش یافت. پدرش مغازه كوچك قصابی داشت و تمام تلاشش درآوردن لقمه حلال بود. سید مرتضی دوران ابتدایی را در روستا پشت سر گذاشت و همواره كمك حال پدر و مادر خود بود و با گذراندن دوران راهنمایی در كهك تحصیلات خود را ادامه داد و در دوران نوجوانی شاهد به شهادت رسیدن برادرش حسین بود و او با دیدن پیكر شهدا كه آن روزها بر دست مردم تشییع می‌شدند تاب نیاورد و با ثبت‌نام در بسیج در پادگان 21 حمزه آموزش دیده و از پادگان 27 محمد رسول الله لباس رزم پوشیده و به جبهه‌های غرب اعزام شدند و پس از مدتی خدمت در جبهه‌های كردستان ،سردشت و پیرانشهر و مبارزه با كوموله ها به جبهه‌های جنوب اعزام شدند و سرانجام در ماه مبارك رمضان سال 1365 در جزیره مجنون در سنگرهای كمین از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته و در تاریخ 28 / 2 / 65 به درجه شهادت نایل آمد و با انتقال ایشان به روستای ویریج كنار مزار برادرش در گلزاری شهدای روستا به خاك سپرده شد.

 

وصیتنامه سید مرتضی شریفی

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.

گمان مكنید آنهائی كه درراه خداکشته می شوند مرده‌اند ،بلكه آنها زنده‌اند و نزدخدای خویش روزی می‌خورند.

شهدا راه انبیا را رفتند(امام خمینی)

با درود فراوان بر حضرت محمد مصطفی(ص) و ائمه هدی و درود بر حضرت علی(ع) كه این چنین شیعیان خالص دارد. درود بر یگانه منجی عالم بشریت امام عصر(عج) و نائب بر حقش امام خمینی و با دورد فراوان بر شهیدان گلگون كفن كه با ایثار خود و با خون نهال اسلام را آبیاری نمودند و درود بر رزمندگان كفرستیز اسلام كه هر روز حماسه‌ها می‌آفرینند و می‌روند تا پرچم پرافتخار اسلام را در تمام گیتی به اهتزاز درآورند و دشمنان را خوار و ذلیل بنمایند.

اینجانب سید مرتضی شریفی به تاریخ تولد 1348 وصیتنامه ام را آغاز می‌نمایم: ما باید بجنگیم تا اسلام حقیقی در دنیا پیاده شود. آری من خط خود را شناخته‌ام و آن را تا آخرین قطره خون خود ادامه خواهم داد. من خطی را می‌روم كه امام عزیز می‌رود. از پدر و مادرم تقاضا دارم كه اگر شهادت نصیب من شد در عزای من گریه نكنند، چون كه دشمن شاد می‌شود، و از برادران و خواهران تقاضا دارم كه با منافقین مبارزه كنند و مجال به آنها ندهند تا می‌توانید آنها را سركوب كنید.

حال ای مردم ،شما هم از پشت جبهه كوشش كنید و خط رهبر را ادامه دهید چون كه شهید شدن راه انبیاء است و همه باید روزی بمیرند، ولی چرا در بستر رختخواب ذلت بمیریم. و اگر قرار باشد كه با زندگی ذلت‌باراز دنیا برویم چرا در این آزمون شركت نكنیم، در این راه و برهه اززمان ما باید رهبر را یاری كنیم مانند آن روزی كه حسین(ع) در روز عاشورا تنها بود و یاوری نداشت نشودو ای حسین كاش آن زمان ما بودیم و تو را یاری می‌كردیم، خدایا تو شاهدی كه ما با نیت خالص در میدان نبرد قدم نهاده‌ایم و فقط بخاطر رضای تو و كاش می‌توانستم بیش از یك‌بار جانم را در راه تو فدا كنم.

اگر خواستید گریه كنید به یاد جدم سیدالشهداء (ع)وپهلوی شكسته زهرا(ع) و به یاد علی‌اكبر و علی‌اصغر به یاد ابوالفضل‌العباس(ع) و به یاد سر بریده امام حسین(ع) و طفل شش ماهه‌اش علی‌اصغر و به یاد مصیبت‌های زینب كبری(س) گریه كنید.

در مورد من نگران نباشید چون كه من سرباز امام زمان(عج) هستم و باید به خاطر ظهورش زمینه را آماده كنم و در این راه شك و تردیدی نیست و اگر شهید بشوم بیهوده نیست و اگر این راه را نرویم امام زمان (عج)از ما شاكی و ناراضی می‌شود و باید همه از جان خود دریق نكنیم تا انشاالله آقا امام زمان (عج)هرچه زودتر ظهور كند و شما باید جبهه‌ها را گرم نگه‌دارید و همچنین پشت جبهه‌ها را، و به فرمایشات امام توجه زیاد داشته باشید. و شمائیكه دم از یاری امام حسین می‌زنید حالا هم دیر نشده و همانند آن روز است كه باید هركدام امتحان پس داد و هركس امتحان خود را باید بدهد تا خداوند از آن راضی بشود و همچنین حسین(ع) و امام زمان(عج) در آخرت از آنها شفاعت كنند.

و در خاتمه از كلیه دوستان و آشنایان تقاضا دارم كه هرگونه بدی از من دیدند به بزرگی خود ببخشند. التماس دعا دارم.

خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

سید مرتضی شریفی

تاریخ شهادت (28 / 2/ 1365) محل شهادت جزیره مجنون

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت ما اكنون به شهادت و فداكاری خو گرفته است و از هیچ دشمنی و هیچ قدرتی و هیچ توطئه‌ای هراس ندارد.

و اكنون اسلام به این شهیدان و شهید پروران افتخار می‌كند و با سرافرازیی همه مردم را دعوت به پایداری می‌نماید.

(امام خمینی)

شهید سید حسین شریفی

نام پدر: سید حسن

تاریخ تولد: 20 / 12 / 41

تاریخ شهادت: 14 / 8 / 61

در آخرین روزهای سال 1341، در منزلی كوچك در روستای وریج پسری چشم به جهان گشود و فصل سرد این خانه را با تولدش خوش و خرم كرد. پدر بزرگوارش كه از افراد مذهبی و متدیّن روستا بود او را به عشق سرور و سالار شهیدان همنام جد بزرگوارش نامید. سید حسین دوران طفولیت و ابتدایی را در روستای ویریج پشت سر گذاشت و همواره در تمام امورات همراه و یار پدر و مادر بود و آنان را یاری می‌نمود و بعد از چند سال وقتی به سن نوجوانی رسید به قم آمد و در مدرسه آیه الله گلپایگانی به تحصیل دروس دینی پرداخت امّا یك سالی نگذشته بود كه با شروع تظاهرات انقلابی ابتدا مدرسه علمیه قم تعطیل شد و ایشان در تظاهرات و راهپیمایی‌ها شركت مستمر داشتند تا جایی كه یك بار هم توسط ساواك دستگیر شده و با وساطت یكی از آشنایان آزاد شدند و بعد از انقلاب هم در تهران مشغول به كار شدند و با شروع دفاع مقدس مانند دیگر جوانان لباس رزم پوشیده و راهی جبهه‌ها شدند و در پادگان 21 حمزه آموزش مقدماتی را گذرانده و از پادگان 27 رسول الله اعزام شدند و بعد از مدتی حضور سرافرازانه در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل به عنوان امدادگر در تاریخ 14 / 8 / 61 روز بعد از عاشورا در منطقه دشت عباس به شهادت رسیدند و به خیل یاران عاشق پیوسته و ندای هل من ناصر ینصرنی جد بزرگوارشان را لبیك گفتند و پیكر پاكشان را در گلزار شهدای روستای ویریج به خاك سپردند.

 

قسمتی از وصیتنامه شهید سید حسین شریفی قمی ـ عضو انجمن اسلامی روستای ویریج

*****

لبیك یا حسین، با نام الله یاری دهنده مستضعفان و رسوا كننده منافقان سپاس خداوند یكتا و بزرگ را كه پیامبران را برای راهنمائی ما فرستاد تا ما را هدایت و از گمراهی نجات دهد. شكر تو را یا الهی كه ما را یاری كردی تا با دشمنان تو بجنگم درود بر تمام پیامبران از حضرت آدم(ع) تا حضرت محمد(ص)، خاتم‌النبیین بنیان گذار قانون اسلام. درود بر ائمه معصومین از حضرت علی(ع)، اولین امام شیعیان جهان و فاطمه زهرا(س) الگوی زنان تا حضرت مهدی(عج) فرمانده سپاه و ارتش اسلام كه جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد، سلام بر كربلا،سلام بر سیدالشهداء(ع)، سلام بر عاشورا و سلام بر كربلای خونین ایران، سلام بر رهبر كبیر انقلاب و بنیان گذار جمهوری اسلامی بت ‌شكن زمان وارث حسین روح خدا خمینی، درود بر رزمندگانی كه پایه‌های ظلم را فروریخته و با خونشان اساس، جمهوری اسلامی را امضاء نمودند، درود بر تمامی شهدای اسلام در تمام جبهه‌های جهان.

سلام بر تو ای پدر بزرگوارم می دانم كه شهادتم تو را محكمتر نسبت به اسلام خواهد كرد پدرجان می دانم كه داغ جوان سخت است اما هر وقت به یاد شهادت من می‌افتی یاد كربلا كن یاد حسین كن یاد اكبر و عباس كن.

سلام بر تو ای مادر عزیزم ای غمخوارم كه هر وقت مشكلی برایم پیش می‌آمد تنها غمخوارم تو بودی آیا وقت آن نرسیده كه مرا حلال كنی من زحمات فراوان تو را در نظر دارم من شما را فراموش نخواهم كرد، مادر مرا حلال كن من شرمنده شما هستم مرا حلال كن  مادر هر وقت زیاد فكر شهادت فرزند ت خواست تو را ناراحت كند به یاد زینب كه یك روز 72 نفر را از دست داد گریه كن.

سلام بر برادر سربازم كه او معلم بود برای من و خیلی زحمت برایم كشید.

سلام بر دیگر برادران و خواهرانم، برادران خود را آماده كنید برای ادامه راه كه هنوز مشكلات زیاد سر راه داریم كه تنها با خون حل می‌شود راه شهیدان را ادامه دهید، برادر بزرگم مرا ببخش و مبادا در خدمت خود سستی كنی مبارزه كن تا امام حسین را خشنود كنی با منافقان كه از كفا بدترند بجنگید تا آنها را ریشه‌كن كنید. پدر و مادر بزرگوارم از این كه شما برای من آرزوهائی داشتید و به آرزوهای خود نمی رسید ببخشید مرا، عذر می‌خواهم از شما و اكنون شهادت من همان ارزش آن آرزوها را برای من و شما خواهد داشت حالا كه این سعادت نصیب من شد هرجا هرجا كه سپاه و یا خودتان صلاح دانستید دفنم كنید و اگر اسیر یا مفقودالاثر و یا قطعه قطعه شدم و چیزی از بدنم به دست شما نرسید ناراحت نباشید زیرا تمام بدن ها باید خاك شود، برای من گریه نكنید، سیاه نپوشید هیچ‌كس حق ندارد برای من گریه كند دیگر از تمام كسانی كه مرا می‌شناسند  و یا نمی‌شناسند می‌خواهم كه نمازهای جمعه و جماعات، دعای كمیل و دعای امام زمان را فراموش نكنید، برادرم از اینكه نتوانستم در عروسی شما شركت كنم مرا ببخش چون جبهه واجب تر است و هركس پولی از من می‌خواهد كه من یادم نیست  از پدر یا برادرم بگیرد و نماز و روزه قضا ندارم.

این نامه را به یكی از برادران كه اهل امامشهر میباشد می دهم كه اگر  شهید شدم ـ برای شما بیاورد و وصیت نامه چاپی هم در ساك دارم.

در پایان از خداوند تبارك و تعالی می‌خواهم كه امام امت را تا ظهور حضرت مهدی نگهدارد.

والسلام

سید حسین شریفی قمی

تاریخ شهادت 1 / 10 / 1361 محل شهادت عین خوش

شهید حاج عبدالله حسن زاده

نام پدر: غلامعلی

تاریخ تولد: 4 / 12 / 1322

تاریخ شهادت: 4 / 10 / 1361

در آخرین روزهای فصل زمستان سال 1322 گلی زیبا در میان خانواده‌ای مؤمن و مذهبی در روستای ویریج شكوفا شد و فصل سرد زمستان را برای آنان گرما بخشید. عبدالله دوران طفولیت و كودكی را در روستا و در دامان پدر و مادر كه محبّ اهل بیت(ع)  و مذهبی بود پشت سر گذاشت و در تمام امور همراه و كمك حال پدر بود. و بعد از چند سال با دختر عموی خود ازدواج كرده كه حاصلش 3 دختر و 3 پسر بود. ایشان شركت مستمر در جلسات دینی و مذهبی داشتند و به پیشنهاد یكی از دوستان طلبه‌شان در منزل خود در زنبیل‌آباد جلسات دینی و مذهبی تشكیل می‌داد و یكی از فعالیت‌های ایشان برای مبارزه با رژیم آن زمان این بود كه ایشان تمام امكانات خود از قبیل منزل، ماشین و پول و گاوداری خود را تحت اختیار گروهی برای محل چاپ اعلامیه و نگهداری اسلحه و مهمّات و تشكیل جلسات قرار دادند كه بعدها این گروه عنوان فدائیان امام خمینی را برخود نهاد و بعد از پیروزی انقلاب هم با دوستش به تهران آمده و مشغول كار بود تا این كه در سال 61 در حالیكه در انجام مأموریت كاری بود در راه بازگشت از شهرستان شاهرود در سانحه واژگون شدن اتومبیل به فیض شهادت رسیدند. روحش شاد و یادش گرامی باد.

شهید حاج محمود عفتان

نام پدر: رسول

تاریخ تولد: 1 / 1 / 1338

تاریخ شهادت: 78 / 6 / 87

در اولین روز بهار سال 38 نوزادی در خانه‌ای كوچك، درروستای ویریج چشم به جهان گشود مادرش او را محمود نام نهاد. او در دامان پر مهر مادری مهربان و صبور پرورش یافت و از همان دوران نوجوانی در كنار تحصیل به كشاورزی و كمك به پدر مشغول بود. وی هم زمان با شكل‌گیری انقلاب به صف انقلابیون پیوست و در راهپیمایی‌ها و تظاهرات شركت مستمر و مداوم داشت و با گذشت یكی ،دو سال از پیروزی انقلاب اسلامی و با شروع جنگ تحمیلی علیه نظام نتوانست بی‌تفاوت بنشیند و لباس رزم بر تن كرده و عازم جبهه‌ها شد و با حضور طولانی در جنگ و شركت در چندین عملیات از جمله والفجر مقدماتی و كربلای 5 و... در حلبچه و خرمال توسط گاز شیمیائی دشمن مجروج شیمیایی شده و پس از سالها تحمّل درد و بیماری ناشی از جراحات شیمیایی در تاریخ 7 / 6 / 87 دعوت حق را لبیك گفته و به فیض شهادت رسیدند.

شهید ولی اله مقدم

نام پدر: عباس

تاریخ تولد: 3 / 10 / 1340

تاریخ شهادت: 1361

در آخرین روزهای فصل خزان  سال 1340 با بدنیا آمدن فرزندی در خانه مرحوم حاج عباس مقدم آن خانه حال و هوای بهاری به خود گرفت. او را ولی اله نامیدند و در دامان پر مهر  مادرش با تربیت صحیح پرورش یافت. ولی‌اله كودكی و تحصیلات ابتدایی خود را در روستای ویریج پش سر نهاد و همراه و یاور پدر در دامداری و كشاورزی بود و شبانه روز زحمت می‌كشید. همزمان با شكل‌گیری انقلاب در تظاهرات و راهپیمایی‌ها شركت می‌كرد و حضور مستمر در نمازهای جمعه و جماعات داشت و با پیروزی انقلاب و گذشت یكی، دو سال از این حادثه عظیم یك هفته پس از شروع جنگ لباس مقدس سربازی را به تن كرده و با كنار گذاشتن تمام  دلبستگی‌هایش، به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل اعزام شد و بعد از مدتی حضور در جبهه سرانجام در عملیات بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر در سال 1361 به درجه رفیع شهادت نایل آمد و در گلزار شهدای شیخان به خاك سپرده شد.

شهید حسین عبداللهی

نام پدر: سیف‌اله

تاریخ تولد: 1345

تاریخ شهادت: 14 / 8 / 62

سال 1345 بود كه منزل مرحوم مشهدی سیف‌اله با تولد فرزندی زیباروی بهاری شد و اهل خانه از این تولد خجسته، شاد شدند. مادرش كه فاطمه نام دارد او را هم نام فرزند فاطمه زهرا(س)، حسین نامید و در دامان پرمهرش ولایتی و مذهبی پرورش داد و عجیب به اوعلاقه داشت و چون جانش از او مراقبت می‌كرد. حسین دروان كودكی را تا پایان ابتدایی در روستای ویریج پشت سر گذاشت و در كنار پدر تحصیل به شغل كارگری هم مشغول بود. پس از پیروزی انقلاب هنگامی كه شاهد هجوم ارتش بعث عراق به مرز و بوم میهن اسلامی بود به امر رهبر انقلاب خمینی كبیر لباس مقدس بسیجی را بر تن نمود و راهی جبهه‌ها شد و  پس از مدتی حضور در جنگ سرانجام در عملیات والفجر 4 در تاریخ 14 / 8 / 62 به شهادت رسیده و در گلزار شهدای روستای ویریج به خاك سپرده شد.

شهید محمدعلی موقعی‌پور

نام پدر: عباس

تاریخ تولد: 2 / 11 / 43

تاریخ شهادت: 10 / 5 / 63

در روزهای سرد فصل زمستان 1343 با تولد گلی زیبا با نام محمدعلی، كانون گرم خانواده حاج عباس موقعی‌پور، را گرمتر نمود و خانه را غرق شور و شادی كرد. مادرش او را در دامان پرمهرش ولایتی و محبّ اهل بیت(ع) پرورش داد. محمدعلی سالهای كودكی و تحصیلات ابتدایی را در روستای ویریج پشت سر گذاشت و در دروان نوجوانی همراه همیشگی پدر در دامداری و كشاورزی بود. در تظاهرات و راهپیمایی‌های انقلاب حضور داشت تا اینكه خورشید بهار آزادی در ایران طلوع نمود. بار دیگر او شاهد هجون نیروهای بعثی عراق به سركردگی آمریكای جهان خوار به نظام اسلامی بود لذا با پوشیدن لباس مقدس سربازی به ارتش جمهوری اسلامی پیوست و بلافاصله بعد از آموزش عازم به جبهه‌ها شد و پس از مدتی در سومار در تاریخ 10 / 5 / 63 به درجه رفیع شهادت نایل آمد و در گلزار شهدای روستای ویریج به خاك سپرده شد.





نوع مطلب :
برچسب ها : زندگی نامه ووصیت نامه شهدای ویریچ، شهدای ویریچ، لاریجانی،
لینک های مرتبط :
جمعه 24 آذر 1396 04:30 ب.ظ
سلام، فقط می خواستم بگم، من این پست را دوست داشتم
مفید بود در حال ارسال پست!
جمعه 3 آذر 1396 05:17 ب.ظ
من تمام مفاهیم که برای پست خود ارائه کرده اید را در نظر بگیرید.

آنها بسیار متقاعد کننده هستند و قطعا کار خواهند کرد.
با این وجود، مطالب برای تازهکارها بسیار سریع است. می توانید لطفا
آنها را کمی بعد از زمان طولانی نگه دارید؟ از پست شما متشکرم
دوشنبه 30 مرداد 1396 06:03 ب.ظ
We are a group of volunteers and opening a new scheme in our
community. Your website offered us with valuable information to work on.
You've done an impressive job and our entire community
will be grateful to you.
دوشنبه 16 مرداد 1396 01:14 ب.ظ
I loved as much as you will receive carried out right here.
The sketch is tasteful, your authored subject matter
stylish. nonetheless, you command get bought an nervousness over that you
wish be delivering the following. unwell unquestionably
come further formerly again as exactly the same nearly very often inside case
you shield this increase.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:57 ب.ظ
Thank you for the good writeup. It in fact was
a amusement account it. Look advanced to far added agreeable from you!
However, how could we communicate?
چهارشنبه 23 فروردین 1396 11:24 ب.ظ
Fantastic items from you, man. I have be aware your stuff prior to and you're simply too great.
I really like what you've bought right here, really like what you are saying and
the best way during which you say it. You are making it entertaining and you still care for to
keep it sensible. I cant wait to read much more from you.
That is really a terrific site.
چهارشنبه 13 خرداد 1394 01:18 ب.ظ
www.tree.vistablog.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : غلامرضا شب خیز
نظرسنجی
نظر شما در رابطه با وبلاگ ما چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :