تبلیغات
محبان شهدا(هیئت متوسلین به قمربنی هاشم فردو) - کتاب لاله های فردوس زندگینامه ووصیت نامه شهدای فردو بخش دهم
محبان شهدا(هیئت متوسلین به قمربنی هاشم فردو)
ما ذالفقار حیدریم فداییان رهبریم
ادامه مطلب

(39)

شهید محمود رمضانی

روزهای آغازین، آخرین ماه تابستان سال 1334 بود كه در روستای فردو در منزل مرحوم شیخ علی اكبر رمضانی با شكفتن غنچه ای زیبا بهاری تر شد و مادرش مرحوم شوكت ایمانی نام او را محمود گذاشت. مادر و پدر كه هر دو از خانواده های متدین و مذهبی روستا بودند. او را در دامان پرمهر و محبت خود مذهبی و مؤمن تربیت نمودند. او از كودكی كمك خرج خانواده بود و در كارهای كشاورزی و دامداری پدر را كمك می كرد، تا اینكه در نوجوانی برای كسب شغل به تهران مهاجرت و در نانوایی مشغول كار می شود. ازدواج می كند كه حاصلش سه پسر و یك دختر است. بعد به خدمت سربازی می رود كه با فرمان امام خمینی(ره) مبنی بر فرار سربازان از سربازخانه های ارتش طاغوت، فرار می كند و در تظاهرات خیابانی بر ضد رژیم طاغوت شركت فعالی داشت. شبی او را گرفته بودند و كتك حسابی زده بودند؛ به طوری كه سر و صورتش سیاه شده بود. او از قبل هم علاقه خاصی به امام خمینی(ره) داشت و این نیز نتیجه تعلیمات برادرش حضرت آیت الله رمضانی بود كه در سال 1342 در سخنرانی ای در مسجد امام خمینی(ره) فردو چنین می گوید: «امروز بعد از حضرت آیت الله بروجردی(ره) مرجع تقلید شیعیان حضرت آیت الله خمینی است.» زمانی هم كه به روستا می آمد، در روستا تظاهرات راه می انداخت. یك روز با مأمورین شاه در روستا درگیر می شوند و آنها را با سنگ و چوب از روستا بیرون می رانند. هنگامی كه امام آمد به دیدار امام(ره) شتافت. پس از هجوم ارتش بعث عراق به مرز و بوم میهن اسلامی برای دفاع از حریم ولایت لباس رزم پوشید و همراه با تعداد زیادی از رزمندگان روستای فردو، عازم كردستان (مهاباد و اشنویه، 1360) شد و بعد در عملیات های حصر آبادان و فتح خرمشهر شركت نمود و مجروح شد. برای آخرین بار در عملیات محرم منطقه عین خوش شركت كرد و در تاریخ 26/8/61 به درجه رفیع شهادت نایل آمد. روحش شاد و راهش پررهرو باد. مزار شهید در گلزار علی بن جعفر(ع) قم می باشد.

(40)

شهید حسن رنجبر

در سال 1344 در شهر قم چشم به جهان گشود و دوران ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را تا سال سوم در شهر قم پشت سر گذاشت. با توجه به اینكه منزل آنها در منطقه پنجعلی خیابان چهارمردان واقع شده بود، این محل كانون فعالیت انقلابیون و محل درگیری با مأمورین نظام طاغوت بود، او در انقلاب اسلامی نقش فعالی داشت. در سال 1361 كلاس درس را رها كرد و برای دفاع از حریم ولایت و كیان جمهوری اسلامی ایران به جبهه رفت و پس از اعزام های متعدد در تاریخ 24/1/65 در جبهه بر اثر بمباران هواپیمای ارتش عراق به درجه رفیع شهادت نایل شد و در گلزار علی بن جعفر قم(ع) به دیگر همرزمان شهیدش ملحق گردید.

وصیت‌نامه شهید حسن رنجبر

…… از خداوند می‌خواهم انقلاب اسلامی را از زیر یوق امپریالیسم‌های متجاوز خارج كند، كیست غیر از شما كه آمریكا و شوروی و دیگر اغیار را نابود كند، كیست تا پرچم سرخ حسینی و پرچم لا اله الا الله را بر سردر مسجد الاقصی بیاویزد. این را از ذهنتان بیرون كنید كه جنگ با عراق آخرین نبرد ماست. ما تا نابودی ظالم و برطرف شدن ظلم از جهان مقاومت خواهیم كرد.

«و قاتلوهم حتی لا تكون فتنه»

و در آخر باز شما را به تقوا و ایمان مستحكم به خدا دعوت می‌كنم و نمازهای جمعه را خالی نگذارید كه سنگر سیاسی است. بجای اینكه برای ما دل بسوزانید برای خود بگریید كه هنوز آماده نشده‌اید. حامی انقلاب و دولت و جبهه و جنگ باشید وهمیشه و در همه حال از اعماق قلوبتان امام را دعا كنید، زیرا كه مایه امید همه ماست. با درودی بیكران به روح پاك همه شهیدان راه حق، سخنم را به پایان می‌برم و امیدوارم كه خدای از سر گناهان من بگذرد و شما نیز از خدا بخواهید كه مرا ببخشد.

و السلام علی من اتبع الهدی

اندكی با تو بگفتم سخنی، ترسیدم                                                         كه دل‌آزرده شوی، ورنه سخن بسیار است

فرزند و برادر كوچك شما حسن رنجبر

28/1/64

(41)

دانش آموز شهید عباس رنجبر فرزند احمد

در سال 1347 با شكوفا شدن گلی در منزل مشهدی احمد رنجبر، بهاری نو پدید آمد و مادر او را به عشق ساقی تشنه لب كودكان حضرت سیدالشهدا(ع)، عباس نامید. مادر عباس را صبور، مهربان، مذهبی و متدین پرورش داد. او دوران كودكی را در روستای فردو پشت سر گذاشت و برای تحصیل وارد مدرسه كسایی روستای فردو شد. بعد به شهر قم مهاجرت كرد و یكی دو سال از دوره راهنمایی را در همین روستا گذراند، پس از شروع جنگ تحمیلی بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی برای دفاع از اسلام و نظام اسلامی، مثل پدرش لباس رزم پوشید و عازم جبهه شد و سال های زیادی در جبهه (هم در غرب و هم در جنوب) حضور پیدا كرد. تا اینكه در تاریخ 9/8/66 در جبهه شلمچه به درجه رفیع شهادت نایل شد و در گلزار علی بن جعفر قم(ع) به خیل شهدا پیوست. او در جبهه از شجاعت و صبر خاصی برخوردار بود كه زبانزد همه دوستانش می باشد.

(42)

دانش آموز شهید عباس رنجبر فرزند رضا

در سال 1347 با تولد فرزندی در روستای فردو، منزل ملا رضا رنجبر را به بهاری شاد و خرم مبدل شد و مادر كه از خانواده ای مؤمن و مذهبی بود، او را به یاد علمدار كربلا عباس نامید و او را در دامان پرمهر و محبتش با مكتب سرخ شهادت آشنا نمود. عباس دوران كودكی و ابتدایی و راهنمایی را در روستای فردو پشت سر گذاشت و برای كمك به پدر شغل كشاورزی و دامداری را انتخاب نمود و تا زمان اعزام به جبهه به همین شغل ادامه داد. پدر او نیز معلم قرآن و جانباز دفاع مقدس است و عباس جهاد در راه خدا را از پدر آموخته بود. او پس از حضور مدتی زیاد در جبهه، در آخرین عملیات رزمندگان اسلام، در منطقه حلبچه عراق، در تاریخ 26/12/66، به درجه رفیع شهادت نایل شد و به خیل شهدای اسلام در گلزار علی بن جعفر(ع) قم ملحق گردید.

وصیت‌نامه شهید عباس رنجبر فرزند رضا

«یاهو یا من لا اله الا هو اغفرنا و انصرنا علی القوم الكافرین»

با سلام و درود به پیامبران بزرگ الهی بخصوص پیغمبر عظیم الشأن اسلام كه خداوند با نزول آیاتش بر قلب نورانی ایشان راه سعادت و خوشبختی را بر بشر نمایاند و درود و سلام به یگانه منجی عالم بشریت آقا امام زمان‌»عج« و نائب برحقش امام امت، خمینی بت‌شكن و بر شهدای گلگون كفن از صدر اسلام تا به حال كه با خون خود درخت اسلام را آبیاری كردند و به تمام مسلمانان و دیگر ملل جهان راه سعادت و خوشبختی و ایثار آموختند و مظلومانه همچون مولای خود سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین‌»ع« به خاك و خون غلطیدند و سلام به تمامی خانواده‌های شهداء،‌ پدران، مادران، خواهران، برادران، همسران و فرزندان عزیز ایشان، انشاء‌ الله كه خداوند به تمامی آنها صبر عظیم عنایت فرماید و همیشه پایدار و استوار و در همه كارهایشان موفق و مؤید بدارد.

سلام به پدر و مادر و تمامی خویشان و دوستان گرامی. بعد از عرض سلام، سلامتی شما را از خداوند متعال خواهانم. اگر من شهید شدم من را اول پیش جعفر حیدریان معلم شهدای فردو بخاك بسپارید و دوم مادر و پدر و خواهر و برادر راه من را ادامه بدهید و نگذارید اسلحه من بر زمین بافتد، امام را دعا كنید، نماز را بوقت بخوانید، كمك به جبهه را فراموش نكنید، اگر پیش جعفر حیدریان خاكم نكردید هر كجا كه خواستید بخاك بسپارید،‌ ناراحت من نباشید كه نمی‌‌گذارید راحت بخوابم.

حلالم كنید مادر و پدر و برادر و خواهر، كه من رفتنیم.

به امید پیروزی حق علیه باطل.

عمری بجز بیهوده بودن سر نكردیم                                                       تقویمها گفتند و ما باور نكردیم

باران زابر توبه بارید صد بار                                                 اما بجز دامان خود را تر نكردیم

مورخه 23/10/66

پسر حقیرتان عباس رنجبر

 

(43)

شهید محمود رنجبر

سال 1331 محمود رنجبر چشم به جهان گشود و پدرش مرحوم كربلایی خلیل رنجبر كه مردی متدین، مخلص و شجاع بود به همراه مادر بزرگوارش مرحوم حاج زیور عبادی، تربیت او را آغاز كردند و او را فردی شجاع، متدین و مذهبی پرورش دادند. او و برادرش از رفتن به خدمت سربازی رژیم طاغوت خودداری كردند. در دوران شروع انقلاب ضمن كشاورزی، گاهی دامداری و قصابی می كرد و در راه تأمین ارزاق ارزان برای مردم تلاش می كرد. برای اولین بار به همراه تعدادی از بچه های انقلابی فردو، سرود خمینی جان خمینی جان را در محل امامزاده بوره فردو خواندند كه نوار آن را تكثیر و در ایران و حتی خارج از كشور پخش نمودند. محمود همراه با برادر شهیدش، محمد رنجبر، نقش فعالی در تظاهرات و راهپیمایی ها داشتند و با پیروزی انقلاب و آغاز بهار آزادی، یك زندگی آرام در سایه جمهوری اسلامی ایران آغاز كردند، كه تنور جنگ را صدام دیوانه روشن نمود. محمود با اینكه ازدواج كرده و دارای 4 فرزند بود، راهی جبهه شد و پس از حضوری طولانی در جبهه، در تاریخ 28/7/60 در منطقه كوت شیخ خرمشهر، به درجه رفیع شهادت نایل شد و در گلزار شیخان قم در كنار دیگر شهدای جنگ تحمیلی به خاك سپرده شد.

(44)

شهید محمد رنجبر

سال 1327 در منزل كربلایی خلیل رنجبر، فرزندی پسر متولد شد و مادرش مرحومه حاج زیور عبادی او را محمد نامید و در دامان پرمهرش او را پرورش داد و فردی مكتبی، شجاع، متدین و مذهبی بار آورد. پس از مدتی كارهای كشاورزی و دامداری در روستا برای اینكه خدمت نظام طاغوتی انجام ندهد به خدمت سربازی نرفته و راهی تهران می شود و در یك بقالی مشغول كار می شود. ازدواج می كند كه حاصل آن 5 فرزند (3 پسر و 2 دختر) است. محمد شبانه به تحصیل مشغول می شود و مدرك ششم ابتدایی را می گیرد. او اهل مطالعه بود و در مجلس سخنرانی روحانیون انقلابی شركت می كرد. بعد كه به قم آمدند در تظاهرات نقش فعالی به عهده داشت. چون در قم یك مغازه قنادی داشت، همراه با قوطی های سوهان اعلامیه امام و دیگر مراجع را به شهرهای دیگر ارسال می كرد. برادر رزمنده اصغر محبی می گوید: روزی همراه با او به تظاهرات رفتم. دیدم دمپایی در پا دارد. گفتم: «چرا دمپایی پوشیده ای؟!» گفت: «برای اینكه اگر كماندوها دنبالمان كردند، راحت آن را دور بیاندازیم و فرار كنیم.» وقتی می خواستیم به منزل یكی از مراجع برویم، به سربازی كه جلو كوچه ایستاده بود، گفت: «یك موقع اسلحه ات را به طرف مردم نگیری كه خَسَرَ الدُّنیا و الاخره می شوی»  و خیلی شجاع و نترس بود. بعد از هجوم ارتش بعثی عراق، ترك خانمان كرد و راهی جبهه های نبرد، از تپه چشمه گرفته تا خرمشهر و والفجر مقدماتی شد. بارها به جبهه رفت تا اینكه در تاریخ 26/12/63 در عملیات بدر، همراه با پنج نفر از رزمندگان شجاع روستای فردو به شهادت رسید و به برادر شهیدش ملحق گردید و در گلزار علی بن جعفر(ع) قم به خاك سپرده شد.

او در وصیت نامه اش چنین می نویسد:

وصیت‌نامه شهید محمد رنجبر

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

«درود و رحمت خداوند بر حضرت محمد ابن عبدالله«صلواه الله علیه» و ائمه معصومین»علیهم السلام«»

حسین جان! آمدیم تا به ندایی كه فرمودی: «هل من ناصر ینصرنی» در روز عاشورا پاسخ مثبت گوییم. لبیك یا عزیز زهرا. خط سرخ تو را ادامه خواهیم داد، تا اثبات كلمه توحید، و برافراشته شدن پرچم پرافتخار لا اله الا الله بر بلندترین قلل عالم. آری، حسین جان! چه نیكو راهی برگزیدی. خطی كه فرمودی، نه گفتن به همه طاغوتیان و استكبار جهانی بود و زمینه را برای حكومت الله و به رهبری بقیهالله الاعظم روحی له الفداء و نائب برحق آن حضرت،‌ امام امت، خمینی كبیر، این الگوی مجاهدان،‌ حسین زمان،‌ ویرانگر بنیاد بیداد، هموار نمودی. پیروان و یاران روح‌الله همواره این راه خون رنگ تو را ادامه خواهند داد، تا دین جدت محمد‌»ص« بر روی زمین استوار ماند. انشاء الله

در پایان این نغمه دا مدام بر زبان جاری خواهیم نمود و از خدای بزرگ برای سلامتی امام امت دعا خواهیم كرد:

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

«آمین، یا رب العالمین»

محمد رنجبر

4/11/61

(45)

شهید علی اكبر رنجبر

علی اكبر در سحرگاه دهم آبان ماه 1339 در فصل خزان در قریه ای خوش آب و هوا در دل كویر قم (روستای فردو) ‌در خانواده ای مكتبی و انقلابی دیده به جهان گشود. با تولدش گرمی و طراوت عجیبی در خانه مرحوم رضا عباسی فر معروف به رضا حاجی حاكم شد. او آمده بود تا در آینده ای نه چندان دور سرباز روح الله(ره) باشد. پدرش به نام و یاد جوان امام حسین(ع)، او را علی اكبر نامید كه به حق شایسته چنین نامی بود. سه ماه بیشتر نداشت كه پدرش را از دست داد و مادر بزرگوارش مرحوم كبری رنجبر با رنج و مشقت فراوان او را در دامان پرمهر خویش پرورش داد. او از همان دوراكی كودكی جوانه های ایمان و عشق به خاندان عصمت و طهارت(ع) در دلش شعله ور شد تا در آینده ای نزدیك افتخارآفرین كربلای ایران (شلمچه) گردد.

تا سن 15 ـ 14 سالگی را به دامداری مشغول بود تا اینكه در سال 55 ـ 54 برای یادگیری فن و حرفه ای عازم شهر قم شدند و با همت و پشتكار فراوان پس از چند سال میكانیك ماهر و زبردستی شد. سواد خواندن و نوشتن داشت و در سال 57 ـ 56 با شروع تظاهرات و راهپیمایی های ملت ایران علیه رژیم دیكتاتوری طاغوت، به صفوف تظاهركنندگان پیوست و در سال 1359 ‌و همزمان با شروع جنگ تحمیلی، لباس مقدس سربازی در ارتش جمهوری اسلامی بر تن نمود و دوران آموزشی را در تهران و دوران خدمت را در گرگان سپری نمود. در طول خدمت مدرك تحصیلی پایانی نهضت سوادآموزی را دریافت نمود. در اواخر سال 1361 ازدواج نمود كه حاصل آن 2 فرزند پسر و دختر است. او بسیار مؤمن، ‌شجاع، صبور و سخت كوش بود. در سال 1361 به عضویت بسیج درآمد و از سال 1361 به بعد همراه و همسنگر با دیگر بسیجیان، به دفاع از سرزمین و نظام اسلامی پرداخت و در عملیات های مختلف از جمله محرم و خیبر شركت نمود كه مجروح هم شد. تا اینكه در عملیات كربلای 5 در تاریخ 7/12/65، در سن 26 سالگی، در منطقه عملیاتی شلمچه (كربلای ایران) ‌به درجه رفیع شهادت نایل آمد و پیكر مطهرش پس از 12 سال در تاریخ 16/6/77 در گلزار علی بن جعفر(ع) به دیگر شهدا ملحق گردید. روحش شاد و راهش پررهرو باد.

وصیت‌نامه شهید علی‌اكبر رنجبر

بسم الله الرحمن الرحیم

«ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه»

«بدرستیكه خداوند جان و مال مؤمنین را می‌خرد (آنان كسانی كه در راه او جهاد می‌كنند) در مقابل بهشت را به آنها می‌بخشد»

بنام الله پاسدار حرمت خون شهداء و با درود و سلام به امام زمان حجه ابن الحسن عسگری‌»عج« روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه. ما خدا را شكر می‌كنیم و سپاسگذاری را شایسته او می‌دانیم، چرا كه ما را از امت محمد‌»ص« و از شیعیان علی‌»ع« قرار داد. خدایا من تو را سپاسگذارم بخاطر نعمت‌های بیكرانت بر من، ای خدا تو بودی كه به من لیاقت شهادت را عطاء‌ فرمودی، ای خدا این تو بودی كه به من لیاقت دادی همراه لشگریان مهدی‌»عج« باشم.

پس ای خدای كریم این هدیه ناقابل ما را كه همان جان ناقابل ماست، به درگاه كرمت بپذیر و ما را با شهدای كربلا محشور بفرما. من در این بیابانها و این جایگاههای نور و معنویت از خدای بزرگ می‌خواهم كه امام عزیز را برای ما حفظ كند و امت رشید ایران و امام را از شر دشمنان داخلی و خارجی نجات دهد.

علی‌اكبر رنجبر

13/12/65

 

(46)

شهید محمد رضا رنجبران

روز هشتم دی ماه سال 1350، مصادف بود با روز تولد هشتمین امام شیعیان جهان علی بن موسی الرضا(ع)، كه در شهر قم فرزندی متولد شد. مادر او را به همین مناسبت و عشق به ثامن الائمه، محمد رضا نامید و او را همچون گلی در دامان پرمهرش پرورش و او را علوی بار آورد. او كه در خیابان چهارمردان قم متولد شده بود، دوران ابتدایی را هم در همین محل گذراند. در زمان انقلاب اسلامی كودكی هفت ساله بود كه در شبانه روز شاهد تظاهرات و درگیری اهالی محل و جوانان با مأمورین نظام پهلوی و شعار دادن و لاستیك آتش زدن ها و تیراندازی ها و گاهی به خاك و خون غلطیدن جوانانی كه شعار می دادند «یا مرگ یا خمینی و مرگ بر شاه و...» بود. گاهی خودش هم روی پشت بام خانه می رفت و همراه بچه ها همین شعارها را سر می داد.

محمد رضا برای اینكه بتواند هم كمك خرج خانه باشد و هم شغل مناسبی داشته باشد، به عنوان شاگرد میكانیك ماشین های سنگین مشغول كار شد. تا اینكه توانست سلاح به دست بگیرد و برای دفاع از میهن اسلامی در برابر متجاوزین جیره خوار استكبار، لباس بسیجی بر تن كرد و راهی جبهه شد و پس از چند مرتبه حضور در جبهه در منطقه چناره، محور خرمال در تاریخ 11/3/67 به درجه رفیع شهادت نایل آمد و در گلزار علی بن جعفر(ع) به خیل شهیدان پیوست.



نوع مطلب :
برچسب ها : کتاب لاله های فردوس،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1396 02:20 ب.ظ
Keep on working, great job!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : غلامرضا شب خیز
نظرسنجی
نظر شما در رابطه با وبلاگ ما چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :