تبلیغات
محبان شهدا(هیئت متوسلین به قمربنی هاشم فردو) - کتاب لاله های فردوس زندگینامه ووصیت نامه شهدای فردو بخش چهاردهم
محبان شهدا(هیئت متوسلین به قمربنی هاشم فردو)
ما ذالفقار حیدریم فداییان رهبریم

(65)

دانش آموز شهید مهدی عسكری

سال 1346 تك گل زیبایی موجب سرور و شادی دل های یك خانواده شد و پدر كه از تعزیه داران حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بود، خداوند را به خاطر این نعمت شكر كرد و مادر او را مهدی نام گذاشت و به حضرت ولی عصر(عج) سپرد و او را در دامان پرمهر و محبتش ولایتی و مذهبی بار آورد. مهدی دوران كودكی را پشت سر گذاشت و برای تحصیل به دبستان كسایی فردو رفت و دوران راهنمایی را نیز در همین مدرسه گذراند و بعد در كنار تحصیل، كمك كار پدر خود در كارهای كشاورزی و دامداری بود و با پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی عضو فعال پایگاه مقاومت سردار جعفر حیدریان فردو شد و در كارهای فرهنگی پایگاه نقش ویژه ای داشت. بعد به جبهه اعزام شد و چند مرتبه به جبهه رفت و در چند عملیات پی در پی شركت كرد تا اینكه در تاریخ 7/12/62، در عملیات خیبر و در جزیره مجنون، به همراه نه نفر دیگر از خیبرشكنان روستای فردو به درجه رفیع شهادت نایل آمد. او دارای دو وصیت نامه است كه در بخشی از آنها می نویسد:

وصیت‌نامه شهید مهدی عسگری

وصیت‌نامه اول:

بسم الله الرحمن الرحیم

«و لا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»

«گمان مبرید آنانكه در راه خدا كشته شده‌اند مرده‌اند، بلكه آنان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌خورند»

با درود فراوان بر مهدی موعود آقا امام زمان و نائب برحقش امام خمینی پیر جماران، كوبنده ستمگران، برپا كننده عدل و عدالت و سلاله پاك پیامبران، درود و سلام بر شهیدان صدر اسلام تا به حال بخصوص شهیدان دفتر حزب جمهوری اسلامی ایران كه در رأس آنها شهید مظلوم آیت الله دكتر بهشتی قرار دارد، درود و سلام بر رزمندگان كه در جبهه‌های حق علیه باطل می‌جنگند و خون ناپاك آن كوردلها را بر زمین می‌ریزند. آفرین بر آنها كه با خون خود درخت اسلام را آبیاری می‌كنند آفرین بر آنها كه هر لحظه بر قلب دشمن می‌تازند و انشاء الله این شیردلان این عاشقان حسینی، این عاشقان شهادت، پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی ایران را بر بلندترین قله‌های جهان به احتزاز درخواهند آورد و پیروزی كامل را برای ملت شهیدپرور به ارمغان می‌آورند.

والدین عزیزم امروز نشسته‌ام و می‌خواهم برای آخرین بار چند كلمه‌ای بنویسم و شما را وصیت كنم، اوصیكم بتقو الله، خدا را زیاد یاد كنید. پدر و مادر عزیزم من راهم را كه همان راه حسین است شناخته‌ام و دنبالش رفته‌ام و خوشحالم از بابت انتخاب خویش، امروز این احساس بر من زنده شده است كه حماسه كربلا تكرار می‌شود. پدر جان آیا می‌شود جواب فرزند پیامبر را نداد؟

«هل من ناصر ینصرنی»

امروز كه این كاغذ را نوشتم روز دوشنبه 7/1/62 با عشقی به الله و شوری به ملت ایران، با آگاهی كامل، شناخت عمیق و داوطلب به جبهه حق علیه باطل آمدم تا بتوانم دین خود را به اسلام و امام ادا نمایم، خواه بكشم و خواه در راه انتخابی خود كشته شوم، این خون ناقابل را نثار درخت تناور اسلام می‌نمایم تا شاید مردن من باعث پیشرفت در پیروزی جبهه اسلام در مقابل باطل باشد.

پدر عزیزم‌!‌ می‌دانم كه نقش مهمی در پرورش من داشتی، می‌خواهم كه مرا ببخشی و از تو مادر عزیزم می‌خواهم كه بعد از شهادتم برایم گریه و زاری نكنی كه روح مرا عذاب می‌دهد و دل دشمنان را شاد می‌كند و همانطور كه بزرگان گفته‌اند شهید عزادار نمی‌خواهد بلكه پیرو می‌خواهد. در آخر مادر عزیز مرا ببخش و برایم دعا كن و از تمامی آشنایان و اقوام و دیگر عزیزان خداحافظی می‌نمایم و یادتان نرود كه امام عزیزمان را دعا كنید.

«خدایا خدایا تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار»

«از عمر ما بكاه و بر عمر او بیافزا»

به من درس شهادت داد، مادر                                                                                                 بفرزندش سعادت داد، مادر

خوشا آنان كه در دامان مهرش                                                                                                    مرا غسل شهادت داد مادر

پدر اینجا مصاف شیرمردان خداوندیست                                                               صفی در انتظار جبهه رفتن بهر آزادیست

«ملت و مكتبی كه شهادت دارد اسارت ندارد»

«جنگ جنگ تا پیروزی»

والسلام

مهدی عسگری فردویی

وصیت‌نامه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

«ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون»

خدا، جان و مال اهل ایمان را به بهشت خریداری كرده، آنها كه در راه خدا جهاد می‌كنند، چه دشمنان دین خدا را بكشند چه كشته شوند.

وصیت‌نامه اینجانب، بنده خدا، مهدی عسگری فرزند اصغر شماره شناسنامه 2838 متولد 1346 ساكن قریه فردو ـ شهرستان قم.

به نام خدای در هم كوبنده ستمگران و خدای یاری دهنده مستضعفان و به نام خدای لاشریك له و با سلام و درود بر منجی عالم بشریت دوازدهمین كوكب آسمان امامت و ولایت حضرت مهدی«عج» یگانه پرچمدار اسلام لاله‌گون و نائب بر حقش خمینی كبیر آنكه با انقلابش ما را از منجلاب فسادی كه تا خرخره در آن بودیم نجات داد و ما را به اسلام و خدای احد و واحد راهنمایی نمود و با درود بر روح پرفتوح تمامی شهدای راه فضیلت، آنانی كه با نثار خون خود درخت اسلام را آبیاری كرده كه می‌روند تا جهانیان از این درخت ثمرمند استفاده نمایند.

با سلام به تمامی رزمندگان غیور جبهه‌های نبرد حق علیه باطل، آنانی كه با گذشتن از جان و مال خود وارد بازاری شدند كه مشتری خدای باری تعالی است.

اینجانب به وحدانیت خدای عز و جل و صدوبیست‌وچهار هزار پیغمبر برگزیده كه اولین آنها آدم‌»ع« و آخرین آنها حضرت محمد‌»ص« و همچنین دوازده سلاله پاك رسول الله»ص« شهادت داده و بر حسب وظیفه شرعی و فرمان مطاع مرجع تقلیدم حضرت امام خمینی كه به راستی نائب بر حق امام زمان‌»عج« می‌باشد به سوی جبهه آمدم تا دین خود را به خدا و اسلام عزیز ادا كرده باشم و در پایان هم اگر لیاقتی داشتم به سوی محبوبم هجرت نمایم و این مدال پر افتخار شهادت را بر گردن گنهكارم بیاویزم.

پدر و مادر عزیز هیچگاه در خود ضعفی نشان ندهیدكه عده‌ای منافق و كافر بنشینند و از این ضعف شما استفاده نمایند. سرتان را بالا بگیرید و افتخار كنید كه فرزندی در راه اسلام قربانی نمودید، و به مسلخ عشق با خدا فرستادید و هیچگاه دست از امام عزیزمان برندارید كه خداوند به شما اجر و صبر عنایت بفرماید و بدانید كه من به راستی رستگار و به سوی معبودم هجرت نمودم و چه راهی از این بهتر كه انسان در راه خدا جانش را كه فقط امانتی بیش نیست هدیه كند. در ضمن برای اینجانب طلب مغفرت كرده و از خدا بخواهید كه ما را با یاران حسین ابن علی‌»ع« محشور نماید و در صورت امكان جنازه من را در گلزار شهدا شماره دو علی ابن جعفر به خاك سپرده و اگر احیاناً جنازه‌ام به دستتان نرسید ناراحتی به خود راه ندهید چون هر چه را در راه خدا انفاق می‌كنید دیگر آنرا از خدا طلب ننمائید. پدر جان و مادرجان در این مدت عمر اذیتهایی كه به شما كرده‌ام عاجزانه می‌خواهم كه مرا حلال كنید چون نمی‌دانم كه چگونه زحمات شما را جبران كنم از جانب من از تمامی اقوام و دوستان و خویشان و همسایگان حلالیت بطلبید و اگر آنها ناراحتی از من دارند، آنها را راضی كنید. در پایان با آرزوی موفقیت برای رزمندگان و طول عمر برای امام امت و فرج آقا امام زمان‌»عج« همگی را به خدای بزرگ می‌سپارم و از خدا طلب مغفرت و آمرزش گناهانم دارم.

«والسلام علی عباد الله الصالحین»

ملتمس دعا

مهدی عسگری

مورخ 27/11/62 مصادف با وفات حضرت زهرا‌»س«

 

(66)

دانش آموز شهید محسن عسكری

سال 1349 منزل مرحوم حاج تقی عسكری در تهران با تولد فرزندی غرق سرور و شادی شد و مادر او مرحوم فاطمه رنجبر كه زنی مؤمن و مذهبی بود، او را محسن نامید تا همیشه یادآور اولین شهید آل زهرا(س) باشد. محسن در دامان پرمهر و محبت این مادر و پدر پرورش یافت و مذهبی و انقلابی و ولایتی بار آمد. او برای شروع تحصیل دوره ابتدایی در قم به مدرسه رفت و تا دوم دبیرستان تحصیل نمود. او با سن بسیار كمش در تظاهرات و راهپیمایی ها شركت می كرد. محسن قاری قرآن و اهل ذوق و قلم بود و گاهی شعر و مقاله می نوشت. او كه شاهد حضور پدر و برادرانش در جبهه بود تاب نیاورد بماند و به جبهه اعزام شد و در اولین اعزام در تاریخ 24/10/65 در منطقه شلمچه در عملیات كربلای 5 به شهادت رسید. پدر مرحوم او بیش از 20 ماه سابقه حضور در جبهه و جانبازی داشت و در عملیات هایی چون خیبر، محرم، والفجر مقدماتی و مرصاد شركت جسته بود. خداوند او را نیز با اربابش حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و فرزند شهیدش محسن محشور فرماید.

محسن در وصیت نامه اش چنین می نویسد:

وصیت‌نامه شهید محسن عسگری

بسم الله الرحمن الرحیم

«والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا»

«كسانی كه در راه ما جهاد كنند از راههایی آنها را هدایت می‌كنیم»

شهادت بهترین سر عالم خلقت است. «استاد مطهری»

خدایا، بارالها، پروردگارا، معشوقا، من ذلیل و ناتوان كه تحمل درد از دست دادن پاهایم را ندارم، تحمل از كف دادن دستهایم را ندارم،‌ چگونه می‌توانم عذاب شدید و آتش گداخته تو را تحمل كنم. چگونه می‌توانم حرارت سوزان جهنم را بگذرانم. و اما خدایا تو كریم و رحیم هستی، از گناهان بسیار من روسیاه درگذر.

«یا لطیف ارحم عبدك الضعیف الحقیر المسكین المستكین»

خدایا ما با تو پیمان بستیم كه تا پایان راه برویم و به پیمان خود همچنان پایبند ماندیم، آری به ریسمانت چنگ زدیم. خدایا های و هوی بهشت را می‌بینیم، چه غوغایی، حسین به پیشواز یارانش آمده، چه صحنه‌ای، فرشتگان ندا دهند كه همرزمان ابراهیم‌»ع«، همراهان موسی‌»ع«،‌ همدستان عیسی‌»ع«، هم‌كیشان محمد‌»ص«، همسنگران علی‌»ع«، همفكران حسین‌»ع«، همگامان خمینی از سنگر كربلا آمده‌اند،‌ چه شكوهی،‌خدایا به محمد‌»ص« بگو پیروانش حماسه می‌آفرینند، به علی‌»ع« بگو كه شیعیانش قیامت به پا كرده‌اند، آری به حسین‌»ع« بگو كه خونش همچنان در رگها می‌جوشد، به حسین‌»ع« بگو كه از خونها، سرها روئیده، ظالمان سرها را بریدند،‌ اما باز سرها روئیدند، خدایا تو می‌دانی كه ما چه می‌كشیم، پنداری كه چون شمع ذوب می‌شویم، ما از مردن نمی‌هراسیم،‌ اما می‌ترسیم كه بعد از ما ایمان را سر ببرند و اگر نسوزیم همه روشناییها رخت می‌بندند و جای خود را دوباره به ظلمت می‌سپارند، پس چه باید كرد؟ از یكسو باید بمانیم تا شهید آینده باشیم و از سوی دیگر باید شهید شویم تا آینده بماند،‌ هم باید امروز شهید شویم تا فردا بماند،‌ هم باید بمانیم تا فردا شهید نشود، عجب دردی چه می‌شد اگر امروز شهید می‌شدیم و فردا زنده می‌شدیم تا فردا دوباره شهید شویم. آری،‌ همه یاران سوی مرگ رفتند در حالیكه نگران فردا بودند.

بار پروردگارا،‌ به سجاده‌ای به وسعت زمین نماز می‌گذارم، بر زمین رنگین به خون عزیزانمان،‌ عید و عزایمان همه یكسان است، بار پروردگارا، ببین منادیان ایمان چگونه جان می‌گذارند، می‌میرند تا چراغ توحید خیره بماند، می‌روند تا ایمان نرود، می‌روند تا شمعها خاموش نگردند، خدایا می‌بینی كه اسطوره‌های شهادت چگونه حیات را به بازی گرفته‌اند، سرمست عشق، نه عشق خود آیی، ببین كه با پرتاب آیه آیه وجودشان در بستر حیات چگونه مرگ را تفسیر می‌كنند، آری شهادت را می‌گویم، ‌شهادت،‌ ما از رفتن باكی نداریم، نه تنها رفتن،‌ اصلاً كدام رفتن، شهادت،‌ نه شهادت كمال انسان است و هر كس بخواهد به كمال برسد باید این حدیث را بر خود حل كند:«من عرف نفسه فقد عرف ربه» هر كس خویش را بشناسد بعد خدا رامی‌شناسد. من با امام خمینی میثاق بسته‌ام و به او وفادارم، زیرا او به اسلام وفادار است و اگر چندین بار مرا بكشند و زنده كنند دست از این سید پیر برنمی‌دارم، راه سعادتبخش حسین‌»ع« را ادامه دهید و زینب‌گونه زندگی كنید.

«ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفاً كانهم بنیان مرصوص» (سوره صف آیه 5)

ای پدر بزرگوارم، شما بزرگوار برای من خیلی زحمت كشیدی، سرپرستی واقعاً دانا و آگاه بودی، هرگز نگذاشتی كه من از صراط مستقیم منحرف شوم و از هوای نفس تبعیت كنم و موجب شدی كه من نفس اماره‌ را دفع كنم، مرا با تعالیم اسلام و فرایض قرآنی آشنا ساختی، به دریافت علم تشویق كردی و سوق دادی، آری خط و مشی خدایی به من نشان دادی، در این راه به هدف والایم رسیدم یعنی الله، من به الله رسیدم و او را دیدار نمودم، شهید نظر می‌كند به وجه‌الله. از شهادت من هرگز ناراحت نشوید زیرا كه شهادت از بین رفتن نیست.

مادر جان، تو برای من زحمتهای بسیار كشیدی، 9 ماه مرا در شكم پرمهرت حمل نمودی، بعد با شیر سوزان محبتت مرا بزرگ نمودی، در این اثنا به من مسائل مهم آموختی، مرا تربیت نمودی، من از تمام زحمات و رنجهایت تشكر و قدردانی می‌كنم.

مادر جان برای من گریه نكن چونكه من نمی‌میرم، بلكه باز زندگی ابدی شروع می‌كنم، حتی باید خیلی خندان باشی كه امانتی را كه خدای منان به تو عطا نموده بود، به سلامتی باز پس دادی و امتحان خود را به نحو احسن پس دادی و اینكه در روز قیامت در نزد فاطمه‌»س« بهترین بانوی طبیعت و ماوراء طبیعت زنان جهان كمی روسفید هستی و سرت را خجلانه به پائین نمی‌اندازی، زیرا كه فرزندت راه حسین‌»ع« او را رفته و نهضت او را ادامه داده.

و اما برادرانم، نور چشمانم، در طول زندگیم به من خوبیها كردید، به من نصیحت كردید، مرا تشویق به علم نمودید، در همه مسائل پشتیبان من بودید، از همه این موارد تشكر می‌كنم. من نمی‌خواهم به شما عزیزان پیامی بدهم، اما دو سه خواهش از شما دارم، جای مرا خالی نگذارید، راه مرا ادامه دهید، در مورد شهادت من ناراحت نشوید و خم به ابرو نیاورید، استوار باشید و با خمینی بت‌شكن میثاقتان را محكم‌‌تر كنید و او را تنها نگذارید، او را دعا كنید و قرآن بخوانید و از این كتاب آسمانی درسها بیاموزید، نمازتان را سر وقت بخوانید، به امر به معروف و نهی از منكر اهمیت دهید. هان ای برادر بزرگ كه سالها در جبهه‌ها بودی برای من حقیر دعا كن و طلب مغفرت بنما و تو ای برادر روحانی در علمت پیشرو باش و استاد مطهری را برای خود الگو قرار بده.

خواهرانم، شما همگی از بنده حقیر بزرگتر هستید، من نباید برای شما نصایح عرض كنم، ولی با این حال می‌گویم اولین مسئله حجابتان است، كه به نحو احسن رعایت كنید، مبادا از هوای نفس تبعیت كنید، در تربیت فرزندانتان كوشا باشید، به نمازتان اهمیت بدهید و سر وقت بخوانید و برای من هرگز گریه نكنید، زیرا كه دشمن، شاد می‌شود، شما باید صبر و استقامت داشته باشید، چون صبر رأس ایمان است و با همان مشت بر دهان یاوه‌گویان و منافقان بزنید و زینب‌گونه زندگی كنید.

«پر كاهی تقدیم به آستان كبریایی الله»

محسن عسگری

18/10/1365

 

(67)

بسیجی شهید محمد رضا عسكری

بیستم دی ماه سال 1334 بود كه منزل حاج حسن عسكری فردویی، در تهران با تولد فرزندی غرق شادی شد و مادر او مرحوم فاطمه احمدیان كه از خانواده ای مؤمن و مذهبی روستای فردو بود او را به عشق امام هشتم شیعیان جهان، رضا نامید و او را در دامان پرمهر و محبتش مذهبی و ولایتی پرورش داد. او تا كلاس ششم قدیم را در تهران تحصیل كرد و بعد به شغل نانوایی و شاطری مشغول شد و حدود سال 1350 به همراه خانواده قم آمد. سپس ازدواج كرد كه حاصلش دو دختر است. در رابطه با انقلاب فعّال بود و با ماشین خودرو به شهرها و روستاها می برد. یك مرتبه دستگیر و به شهربانی قم منتقل می شود و به سختی مورد ضرب و شتم قرار می گیرد. پس از انقلاب برای اولین بار به جبهه تپه چشمه و سپس به جبهه كوت شیخ آبادان می رود و در عملیات شكست حصر آبادان شركت می كند. وی در تاریخ 7/5/61 در عملیات رمضان به شهادت رسید و پیكر پاك این شهید پس از 12 سال بازگشت و در گلزار شهدای روستای فردو به خاك سپرده شد.

وصیت‌نامه شهید محمدرضا عسگری

بسم الله الرحمن الرحیم

با درود و سلام خدمت رهبر انقلاب اسلامی امام خمینی وتمام كسانی كه به نفع انقلاب اسلامی خدمت می‌كنند وسلام گرم من به تمام برادران و خواهران كه چه در جبهه و چه در پشت جبهه خدمتگذار این مملكت عزیز مسلمان‌نشین هستند.

پدر جان اول خدمت شما و خدمت مادر و برادران و خواهران و تمامی فامیلهای عزیز سلام می‌رسانم. این وصیت‌نامه را از جبهه برایتان می‌نویسم، موقعی كه به جبهه آمدم به مادرم وصیت كردم كه اگر من شهید شدم حق گریه كردن را نداری و باید برای شهید شدن من شیرینی بدهی، پدر جان وصیت من به شما این است كه راه شما راه امام و كلام شما كلام امام باشد.

دوستار شما محمدرضا عسگری






نوع مطلب :
برچسب ها : کتاب لاله های فردوس،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 بهمن 1396 01:48 ق.ظ
آنچه که من نمی فهمم این است که حقیقت این است که شما واقعا خیلی باهوش نیستید، از شما ممنون هستم.
شما خیلی باهوش هستید. بنابراین شما از لحاظ این موضوع بطور قابل توجهی می دانید، من به طور جداگانه تولید آن را از بسیاری از زوایای متنوع در نظر گرفتم.
زنان و مردان شبیه آن نیستند تا زمانی که این کار با لیدی گاگا انجام نمی شود!
موارد شخصیت شما برجسته است. تمام وقت آن را کنترل کنید!
چهارشنبه 18 مرداد 1396 11:46 ق.ظ
Quality content is the crucial to attract the visitors to go to see the web page, that's what this site is providing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : غلامرضا شب خیز
نظرسنجی
نظر شما در رابطه با وبلاگ ما چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :