تبلیغات
محبان شهدا(هیئت متوسلین به قمربنی هاشم فردو) - کتاب لاله های فردوس زندگینامه ووصیت نامه شهدای فردو بخش بیست ویکم
محبان شهدا(هیئت متوسلین به قمربنی هاشم فردو)
ما ذالفقار حیدریم فداییان رهبریم
ادامه مطلب

(104)

بسیجی شهید مجتبی وهابی

در بیستمین روز از اولین ماه فصل خزان سال 1340 در روستای فردو منزل مرحوم حاج عباس وهابی، با تولد فرزندی غرق سرور و شادی شد و مادر او مرحوم بهجت صباغیان كه از خانواده ای مذهبی و هیئتی بود، او را به عشق كریم اهل بیت(ع)، مجتبی نامید و او را در دامان پرمهر و محبت خویش ولایتی و محبّ اهل بیت عصمت و طهارت پرورش دارد. مجتبی تا پایان دوره ابتدایی در روستای فردو تحصیل كرد و كمك كار پدر در امور مغازه داری، كشاورزی و باغداری بود. بعد به شهر قم آمد و در یك مغازه نقاشی اتومبیل مشغول كار شد و حدود پنج سال كار كرد و تجربه خوبی كسب كرده بود كه دوران انقلاب آغاز شد. او همانند دیگر مردم در تظاهرات و راهپیمایی ها به صورت فعال شركت می كرد. پس از پیروزی انقلاب، برای دفاع از میهن اسلامی به خدمت سربازی می رود و در آبادان مجروح می شود. در روزهای پایانی خدمتش ازدواج كرد و پس از پایان خدمت هنوز چند روزی نگذشته بود كه به پدر مراجعه می كند و از او می خواهد برای رفتن به جبهه رضایت بدهد. پدر می گوید: «تازه از خدمت آمده ای و ازدواج كرده ای!» مجتبی می گوید: «امام می فرماید جبهه ها را خالی نگذارید. هر چند امر شما واجب است ولی من راه خودم را انتخاب كردم.» پدر با خوشحالی رضایت می دهد و مجتبی عازم جبهه می شود و در عملیات محرم و در تاریخ 25/8/61 به درجه رفیع شهادت نایل می آید و پیكر مطهرش پس از 16 سال در سال 1377 در گلزار علی بن جعفر قم به خیل شهدا ملحق می گردد. یكی از دوستانش می گوید: «شب عملیات محرم مجتبی گفت: آب كجاست؟ گفتم: می خواهی چه كار كنی؟! گفت: می خواهم غسل شهادت بكنم. رفت غسل كرد و فردای آن شب هنگام نبرد، جنازه غرقه به خونش را بر روی زمین كربلای ایران زمین دیدم.» روحش شاد و راهش پررهرو باد. وصیت‌نامه شهید مجتبی وهابی

بسم الله الرحمن الرحیم

«شهید قلب تاریخ است»

به نام خداوند درهم كوبنده ستمگران، به نام خداوند هستی‌بخش جهان الهی و مادی، ‌به نام خدایی كه از اویم، زنده به اویم، انگیزه‌ام اوست و باز به سوی اویم و باز به نام خدای پیامبران، پیامبرانی كه یكتا بودن و یكتا  پرستیدن خدای احد و واحد را به اثبات رسانیدند و با سلام بر حضرت ختمی مرتبت، رسالت‌دهنده مكتب انسان‌ساز اسلام حضرت محمد ابن عبد‌الله»ص« و با سلام و درود بی‌كران بر جانشینان و فرزندان اولی‌الامر او از علی‌»ع«  رادمرد سرخ تشیع كه با عزم آهنین خود قرآن را زنده نگه داشت و با سلام بر حسین«ع» آموزگار شهیدان،‌ شهیدان جاوید،‌ تداوم ‌بخش راه علی‌»ع«، و با سلام بر  حضرت بقیه‌الله اعظم‌»عج«، رحمت خدا در زمین، آنكه در انتظار فرمان خدای خود به سر می‌برد، حضرت مهدی صاحب الزمان روحی و ارواح العالمین له الفداه و با درود و سلام بی‌نهایت بر خلف و نماینده برحقش ماه تابان،‌ منجی عالم انسانها، نجات‌دهنده انسانها از چنگال اوهام و خرافات، ‌پیر سالك، یاور ضعیفان و مستمندان، ‌بینانگذار جمهوری اسلامی ایران،‌ چشم امید امت اسلام، حضرت خمینی روح خدا و با تهیت پاك بر روحانیت آگاه و بیدار،‌ این نگهبان چراغ منور اسلام، پیامبران عصر،‌ آنانكه همیشه در صحنه ستیز با دشمن ضعیف و زبون،‌ پیشقدم بودند و با نهایت سلام و تشكر از امت شهید پرور و با سلام بر شهیدان،‌ تداوم‌بخش خون شهیدان كربلا، و با سلام بر رزمندگان این بیداردلان صحنه نبرد حق علیه باطل، آنانكه در تصمیم و حركتشان معنویت اسلام مطرح،‌ آنانكه همچون رهبر عظیم الشأنشان روزها می‌خروشند و شبها به نیایش و دعا می‌پردازند.

بنابر وظیفه شرعی و عرفی كه بر گردن یك فرد مسلمان،‌ امت محمد‌»ص«‌، شیعه علی‌»ع«‌، ‌مذهب اثنی عشری،‌ ملت ابراهیم، مقیم ایران اسلامی و پایبند به تمامی احكام و فرامین دینی هست وصیت‌نامه‌ام را به شرح زیر می‌نویسم.

1.        اگر خداوند توفیق شهادت را نصیب اینجانب كرد در شهادتم نگریید، ‌شهادت یك درجه عالی برای انسان است لذا از هر لحظه پایبند و استوارتر و محكم‌تر باشید و راه شهیدان را ادامه دهید و از اینكه خداوند توفیق اعزام به جبهه حق علیه باطل را نصیب من كرد سپاسگزارم، ‌از راه دور دست چنین پدر و مادری را می‌بوسم كه مرا چنین پرورش دادند تا چندی در خدمت مكتب باشم و هدفم را خدا قرار دهم و از خدا می‌خواهم اگر این حقیر قدمی كم رنجه فرمودم تا به سرزمین خون،‌ سرزمین سازندگی و سرزمین نور مشرف شوم مرا توفیق طاعت و بندگی و شهادت عنایت فرماید.

2.        اگر خداوند توفیق شهادت را نصیب من كرد وشهید شدم جنازه من را در روستایمان فردو به خاك بسپارید (كنار شهیدان برادر عباس غفاری و برادر سید مصطفی حسینی).

3.        از خداوند سعادت و سلامت و توفیق ادامه‌دادن راه شهیدان،‌ طاعت و بندگی را برای همگان خواستارم.

والسلام عل من التبع الهدی

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

21/8/61

مجتبی وهابی

(105)

 

شهید هاشم کامل

 

نام پدر:  حسن

تاریخ تولد:  1337

تاریخ شهادت:  11/11/59

محل دفن:  بهشت زهرای تهران

در اواخر اولین ماه تابستان سال 1337 پسری در جنوب شهر تهران، در خانواده‌ای مذهبی و متدین پا به عرضه وجود گذاشت و در دامان مادری از اهالی روستای فردو و در زیر سایۀ پدرش كه از اهالی مشهد مقدس بود، پرورش یافت. او دوران ابتدایی را در جنوب شهر تهران و در مدارس دوازده امامی و سعادت با موفقیت پشت سر گذاشت. دوره دبیرستان را در دبیرستان میرداماد در زمانی كه شهید رجایی در آنجا تدریس می‌كرد، با موفقیت طی نمود.

زمان انقلاب پابه‌پای مردم انقلابی كشورمان، فعالانه در پخش اعلامیه‌های حضرت امام شركت داشت كه چندین بار توسط جلّادان و سفاكان رژیم ستم‌شاهی دستگیر شد و پس از تحمل شكنجه آزاد گردید.

چند روز مانده به ورود حضرت امام مادرم دیده بود كه كفش‌های هاشم مناسب نیست و كف پای او زخمی شده است. از او می‌پرسد: چرا كفش‌هایت را درست نمی‌كنی؟ هر روز با این كفش‌ها راهپیمایی یا تظاهرات می‌روی، ناراحت نیستی؟! در جواب می‌گوید: امام می‌خواهد بیاید. اینها كه چیزی نیست ما باید در راه امام جان بدهیم.

هنگام ورود امام به ایران به عنوان مسئول یك گروه انتظامات استقبال امام مشغول فعالیت بود. در محل، ستادی تشكیل داده بود به نام «كمك به محرومان محل» و با جوانان هم‌فكر خودش در محل به مردم مستضعف كمك‌هایی بلاعوض می‌كردند و نفت و مایحتاج روزانه آنها را تهیه و به منزلشان تحویل می‌دادند.

از ابتدای تشكیل سپاه پاسداران به خیل سبزپوشان سپاه اسلام پیوست و ما مدتی از او بی‌خبر بودیم. در روزهای اول انقلاب شبانه‌روز با ضدانقلاب و منافقین در ستیز بود. پس از تحمیل جنگ توسط صدام و اربابش آمریكا، به ایران اسلامی در تاریخ 15/7/59 برای اولین بار به جبهه رفت و پس از سه ماه حضور در جبهه، برای مرخصی به تهران آمد و برای مرتبه دوم در تاریخ 27/10/59 به جبهه رفت. در جبهه میمك به عنوان فرمانده گردان خادم رزمندگان اسلام بود كه در تاریخ 11/11/59 پس از انجام عملیات موفقیت‌آمیز بر علیه نیروهای ارتش بعث مورد اصابت تركش خمپاره بعثیون كافر قرار گرفت و به فیض شهادت نایل آمد و در بهشت زهرای تهران قطعه 24 نزدیك مزار شهید چمران به خاك سپرده شد.

موفقیت‌آمیز بر علیه نیروهای ارتش بعث مورد اصابت تركش خمپاره بعثیون كافر قرار گرفت و به فیض شهادت نایل آمد و در بهشت زهرای تهران قطعه 24 نزدیك مزار شهید چمران به خاك سپرده شد.

سروده شهید هاشم كامل:

در همه عالم فقط الله غم‌خوار من است

در میان خون و آتش، گر روم، یار من است

اینقدر خورده مگیرید دوستان بر دوری‌ام

من بدهكارم به او، او هم طلبكار من است

تكه كلام شهید:

آنقدر در دریای خون شنا می‌كنیم تا به ساحل آزادی برسیم.

 

 

 

 

 

 

 

وصیت‌نامه شهید علی معرفت

بسم رب الشهداء‌ و الصدیقین

«اعوذ بالله من الشیطان الرجیم»

«یا ایها الذین آمنو ما لكم اذا قیل لكم انفروا فی سبیل الله انا قتلتم الی الارض ارضیتم باحیوه الدنیا من الآخره فما متاع الدنیا فی الآخره‌ الا قلیل الی تنفروا یعذبكم عذابا الیما و یستبدل قوما غیركم و لا تضروه شیئا و الله علی كل شیء غدیر»

قال علی علیه السلام: «ان الجهاد باب من ابواب الجنه‌ فتحه الله لخاصه اولیاء‌ و هو لباس التقوی و درع الله الحصینه‌ و جنه و الوثیقه»

امروز روز سنجش ایمان ما مسلمانان است به خصوص ما شیعیان و محبین اهل بیت‌»ع«، ما كه همیشه دم از پیروی از راه ائمه می‌زنیم «و یا لیتنی كنت معكم» می‌گوئیم و بر گذشته‌ها و مصائبی كه در صدر اسلام واقع شد تأسف می‌خوریم،‌ هنگامی كه انسان با این جمله حضرت امیر المؤمنین‌»ع« برمی‌خورد كه خطاب به اصحاب خود می‌فرماید: «یا اشباه الرجال و لا رجال لوددت انی لم اركم قاتلكم الله لقد ملأتم قلبی قیحا » جا دارد انسان بمیرد ولی این جمله شامل حال كسانی بود كه پشت حضرت را با نرفتن به جهاد شكستند.

اصولاً برای پیشرفت اهداف عالیه اسلام دو چیز خیلی مهم است: اول وجود رهبری با بصیرت و آگاه و دوم وجود كسانی كه جان و مالشان را در راه اسلام می‌دهند. در زمان حضرت امیر‌»ع«،‌ رهبر كه خود آن حضرت بود پس رهبر با بصیرت و آگاه وجود داشت ولی مجاهدین واقعی كم بودند و نتیجه‌اش همان شد كه می‌دانید. و حالا كه در این زمان امام خمینی فرزند حضرت امیرالمؤمنین‌»ع« این شخص كه وجودش را وقف اسلام كرده است و به چیزی جز مصالح اسلام و مسلمین فكر نمی‌كند،‌ او كه مورد عنایت آقایمان امام زمان‌»عج« می‌باشد‌،‌ رهبری خردمندانه مردم مسلمان را به عهده گرفته، جا دارد و لازم است كه ما هم از جان گذشتگی كنیم و با جان و مال خود به دفاع از اسلام برخیزیم و اگر جز این را انتخاب كنیم آنگاه قطعاً مشمول فرمایش حضرت امیر‌»ع« قرار می‌گیریم «یا اشباه الرجال و لا رجال». اگر من پیرو علی‌»ع« هستم لازم است كه همان راهی را بروم كه او می‌خواهد و اكنون آن راه،‌ راه جهاد است.

اگر كمی تأمل كنیم می‌بینیم بعد از جریان عاشورا و شهادت حضرت اباعبدالله‌»ع« تقریباً موردی را نداریم كه برای مسلمین مسئله جهاد پیش آورده‌باشد و آنها از این فیض محروم بودند ولی حالا لطف خداوند شامل حال ما شد و این راه فرا روی ما قرار گرفته است، حال بستگی به خود ما دارد كه آیا از این فرصت استفاده كنیم، یا خیر؟‌ اگر توانستیم و بعد هم برای رضای خدا و در راه او به شهادت رسیدیم پس ذهی سعادت و باید به خود بشارت دهیم كه «فتح الله لنا باب الجهاد و جعلنا من خاصه‌ اولیائه». و اگر نه بی‌تفاوت و با توجیحاتی سخیف به این فرصت پشت كردیم آنگاه ما می‌مانیم و این دنیا و مبارزه با آن،‌ ولی آیا در این مبارزه موفق خواهیم بود؟ آیا جز عباد مخلصین خواهیم بود كه شیطان ما را اغوا نكند؟ آیا خود مخلصین در خطر عظیم نیستند؟ آیا نبودند كسانی كه واقعاً مسلمان بودند ولی عاقبت به شرك دچار شدند؟ چه تضمینی در این راه وجود دارد؟

بنابراین من این راه را آگاهانه انتخاب كردم،‌ بلكه باید بگویم به وظیفه‌ام عمل كردم. امیدوارم كه خداوند به من لیاقت جهاد و شهادت عنایت فرماید تا بلكه با خون ناچیزم درخت اسلام آبیاری گردد و در ضمن توانسته باشم به سعادت ابدی برسم.

از پدر و مادر و همه فامیل‌ و آشنایان، برادران و خواهران،‌ اساتید و دیگران حلالیت می‌طلبم، اگر من بد كردم شما خوبی كنید و مرا عفو نمایید. از شما تقاضا دارم همیشه و در همه حال امام عزیز را دعا فرمائید. خداوند همه شما و ما را به راه راست هدایت فرماید و خداوند توفیق وظیفه‌ شناسی و عمل به آن را به همه ما عنایت فرماید. خداوند ظهور امام زمان‌‌»عج« را تعجیل و ما را از یاران واقعی آن حضرت قرار دهد، خداوند به امام طول عمر با سلامتی كامل عنایت فرماید، خداوند خدمتگذاران به دین را توفیق عنایت فرماید، خداوند رزمندگان اسلام را هر چه زودتر به پیروزی نهایی برساند، خداوند از سر تقصیرات ما درگذشته و اعمال ناچیز ما را قبول نماید، خداوند دعاهای ما را مستجاب نماید.

و السلام علیكم و رحمه الله و بركاته

15/10/65 مطابق با چهار جمادی الاولی 1407

قم علی معرفت

 

باسمه تعالی

دست نوشته مرحوم حسین ایرانی

وكرامتنا الشهاده

مصادف شدن سالگشت شهیدان عزیز روستای اسوۀ فردو با اربعین سالار و معظم شهادت و شهیدان، امام حسین(ع) و یارانش، خود پیام بلندی به همراه دارد كه در نیمه دوم حماسه عاشورا (یعنی از كربلا تا مدینه كه زینب(س) و امام سجاد(ع) عهده‌دار رسالت آن بود) در ماه صفر، ماه صبر و استقامت و تحمل همه رنج‌ها، تا اسلام بماند، نهضت حسینی احیا و مكتب علوی نشر پیدا كند توطئه های گسترده دشمن با شكست مواجه شود، امت بیدار گردد، رسالت ما ماندگان را تبیین می‌كند در راه حفظ ارزش‌هایی كه عاشورا و عاشوراییان شهید آفریدند باید با تمام وجود زینب‌گونه و مانند امام سجاد(ع) فداكاری كنیم تا به تكلیف الهی و انسانی و شیعی خود عمل كرده باشیم كه منشور شیعی و حمایت از امام و مكتب را زهرای مرضیه نگاشت تا مرز شهادت.

به امید توفیق درك شهیدان و ادامه راهشان

حسین ایرانی

24/2/80





نوع مطلب :
برچسب ها : کتاب لاله های فردوس،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 مرداد 1396 09:16 ق.ظ
You need to take part in a contest for one of the most useful sites online.
I am going to recommend this site!
چهارشنبه 18 مرداد 1396 04:12 ب.ظ
Hi there, You've done an excellent job. I will definitely digg it and
personally suggest to my friends. I am confident they'll be benefited from this site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : غلامرضا شب خیز
نظرسنجی
نظر شما در رابطه با وبلاگ ما چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :