تبلیغات
محبان شهدا(هیئت متوسلین به قمربنی هاشم فردو) - کتاب لاله های فردوس زندگینامه ووصیت نامه شهدای فردو بخش آداب ورسوم فردویی ها
محبان شهدا(هیئت متوسلین به قمربنی هاشم فردو)
ما ذالفقار حیدریم فداییان رهبریم
ادامه مطلب

این روستا مثل دیگر مناطق میهن اسلامی ما، دارای آداب و رسوم خاص است كه به بخشی از آنها می پردازیم.

مراسم عید نوروز در روستای فردو یا روستای مابهار

در زمان گذشته این مراسم مفصّل تر از امروزه برگزار می شد. مردم پس از خانه تكانی و سبز كردن سبزه برای سفره هفت سین، برای اینكه سال پرخیر و بركتی داشته باشند به خانه تكانی دل می پرداختند و اگر كینه و اختلاف قبلی داشتند كنار می گذاشتند. آنها كه لباس نو داشتند می پوشیدند و آنها كه نداشتند لباس تمیز می پوشیدند، سفره هفت سین می انداختند و برای دید و بازدید روز عید آماده می شدند. كوچكترها به دیدن بزرگترها می رفتند و پس از گفتن تبریك سال نو عیدی می گرفتند. دادن عیدی به بچه ها جزء لا ینفك این مراسم بود، هر كس به اندازه توانش عیدی می داد. بعضی ها پول می دادند و بعضی هم آجیل و یا یك تخم مرغ رنگ شده، مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها جزء اولین دیدار شوندگان بودند. اگر كسی در طول سال قبل مصیبت دیده بود، حتماً جزء دید و بازدیدها قرار می گرفت و به او سر سلامتی گفته می شد.

اغلب خانم ها در دره ای به نام گنبدی دور هم جمع شدند و به تفریح و شادی می پرداختند.

مردان و جوانان روستا هم بعد از دید و بازدیدها برای ورزش و شادی های دسته جمعی آماده می شدند و در محل های مخصوص تجمع می كردند و به ورزش های محلی از قبیل كشتی های محلی، الوق ماچو (الك دولك)، سنگ وابستن (بلند كردن سنگ و اشیای سنگین)، گگه بازی (یه قل دوقل)، كود كودك بازی (غایب موشك)، ریگ به دو من (گرگم به هوا)، جو جو گندم گندم بازی، مره بازی (شبیه بیس بال)، هفت سنگ، شاه بازی، لی لی، آب بی بو (تاب بازی) و اسو لّولو كه همان الاكلنگ امروزی است، مشغول می شدند.

در همه این كارها صفا و صمیمت موج می زد و پایان این روز به علت نداشتن بار مالی سنگین امروزی و داشتن قلب های یك رنگ و دور از كینه و چشم و هم چشمی، خاطره ای بسیار خوش و به یاد ماندنی بود برای همه، چه كوچكترها و چه بزرگترها و گرفتن درس تعاون، همكاری، دوستی، محبت و انسانیت.

دامادهای آن روزها دغدغه ای برای شب اول سال نو نداشتند و عروس خانم های آن روزی هم توقعات و درخواست های امروزی ها را نداشتند. همه چیز خلاصه می شد در ساده زیستی مثال زدنی به دور از چشم و هم چشمی های امروزی كه دامن گیر خانواده های ما شده است.

در روز سیزدهم نوروز و روز رفتن به دامن طبیعت، مردم سبزه هایی را كه برای سفره هفت سین سبز كرده بودن با خود به كنار جوی آب روان می بردند و آن را در آب می انداختند و برای خانواده، دوستان و خودشان دعا می كردند و بعضی ها هم سر علف ها را گره می زدند برای باز شدن بخت و برطرف شدن مشكلات شان، و با یك غذای ساده مثل آش رشته یا جو و با یك صفا و صمیمت، ورزش كردن و گپ های خودمانی و به دور از مسائل مادی، روز خوشی را سپری می كردند كه می باید هزاران بار گفت: «یاد باد آن روزگاران یاد باد.» و البته امروزه هم مثل گذشته بعضی از مراسم عید نوروز را دارند. این عید پلو آن عید به این معنی كه مردم به علت فقر شدید فقط در شب عید سال نو می توانستند برنج مصرف كنند و آن هم با یك خورش ساده مثل سبزی پلو.

ای كاش هنوز هم آن سادگی ها و صممیت ها وجود داشت.

بعد از جنگ تحمیلی و تقدیم یكصد و چهار شهید توسط مردمان غیور این روستا، بعضی ها در این روز قرار می گذارند به دیدن خانواده معظم شهدا بروند كه سنت حسنه ای است و موجب می شود هم یاد و نام شهدا زنده بماند و هم صله رحم و دید و بازدیدهای ساده گذشته منسوخ نگردد.

معمولاً مادران شهدا هم در شب عید سبزه ای را كه برای سفره هفت سین سبز می كنند بر سر مزار شهید یا سنگ یادبود آنها در گلزار شهدای روستا می آورند و بعضی از افراد، اگر موقعیت آب و هوایی روستا اجازه بدهد در كنار مزار شهدا می مانند و مراسم سال تحویل را انجام می دهند. ولی دیگر از آن بازی های محلی و گوش سپردن به قصه های مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها خبری نیست. برای حسن ختام این بحث، گوشه ای از نامه برادر شهید ابوالفضل اویسی تقدیم می شود:

همه چیز از كف رفت، همه رخت بستند و روی به سوی دیگر كردند، بله باید پای صحبت مادر بزرگ نشست، بله باید از بهترین و شیواترین سخنان مادر بزرگان استفاده كرد؛ صحبت شیرین از همه چیز و از همه جا، در اینجا باید به یك چیز فكر كرد و آن ...

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست                         تو خود حجاب خودی ای اویسی از میان برخیز.

اما ایام بهار روستای آسمانی فردو هر ساله با برگزاری مراسم یادواره سرداران و یكصد و چهار شهید روستا، حال و هوای دیگری پیدا می كند. سابقه برگزاری این یادواره بر می گردد به سال 1367 هم زمان با سالگرد شهادت پنج تن از جوانان این روستا در عملیات والفجر 10 منطقه حلبچه عراق كه دو نفر از آنها برادران شهید ابوالفضل و مجتبی اویسی بودند كه با بمب های شیمیایی اهدایی استكبار غرب به صدام كافر، به شهادت رسیدند و می توان گفت كه این یادواره پایه گذار و الگوی تمامی یادواره های شهدای كشور می باشد. در اواخر فروردین یا اوایل اردیبهشت ماه، این مراسم به صورت ذیل انجام می گیرد.

در شب جمعه مورد نظر، از گلزار شهدای شیخان به طرف گلزار شهدای علی بن جعفر(ع) به صورت راهپیمایی با دادن شعارهای انقلابی و ولایتی حركت می كنند و در گلزار علی بن جعفر(ع) مراسم باشكوهی را با اجرای موزیك و تلاوت قرآن مجید و سخنرانی و مداحی و پذیرایی انجام می دهند و صبح روز جمعه از میدان پلیس شهر قم، به شكل یك اردوی فرهنگی، جمعیتی بالغ بر چهار هزار نفر را با اتوبوس و دیگر وسایل نقلیه به روستا انتقال می دهند. جمعیت در اول روستا پیاده می شوند، به صورت هیئتی با شعارهای انقلابی و ولایتی به طرف گلزار شهدا و پس از خواندن فاتحه بر مزار شهدای روستا به طرف حسینیه شهدا حركت می كنند، در حسینیه مراسم با تلاوت قرآن كریم آغاز و با اجرای موزیك، سخنرانی، مداحی، نماز جماعت و صرف نهار پایان می پذیرد. معمولاً سخنران و مداح جلسه از افراد مشهور كشوری و استانی بوده اند كه به منظور قدردانی از این بزرگواران به اسامی تعدادی از ایشان اشاره می كنیم:

سرلشگر شهید صیاد شیرازی، سرداران سپاه اسلام: رحیم صفوی، اعلایی، شكارچی و حضرات آیات عظام: رمضانی، خزعلی و فاكر، حجت الاسلام و المسلمین دانشمند، حجت الاسلام و المسلمین دكتر رفیعی و مداحان آقایان: آهنگران، مالكی، حیدر زاده، میرداماد، سلحشور، میرزایی وفرد شاعران دفاع مقدس مرحوم آقاسی و ثنایی و... .

و پس از استراحتی چند ساعته، میهمانان شهدا به شهر قم باز گردانده می شوند و این مراسم بهار زیبای روستا را به عطر شهیدان معطر می سازد و عطر معنوی این شهیدان و سه شهید گمنام میهمان لاله های فردوس برای همیشه در فضای این روستای آسمانی پراكنده خواهد بود و شعار «در بهار آزادی، جای شهدا خالی» همیشه مصداق دارد.

ماه رمضان در روستای فردو

از دیرباز با شروع ماه مبارك رمضان، مردم حلول آن را به یكدیگر تبریك می گفتند و آن را گرامی می داشتند. برای بیدار كردن افراد در سحرها همسایه ها كوشا بودند و در كوچه ها تشت می كوبیدند. شب ها در مساجد گرد هم می آمدند و به تعلیم و تعلم احكام دین و قرآن می پرداختند.

یكی از رسوم این ماه كه امروزه منسوخ شده است مراسمی بود به نام «والشمس و الضحها.» كودكان و نوجوانان با همدیگر جمع می شدند و از شب سیزدهم تا پانزدهم به صورت گروهی به درب منازل مراجعه می كردند و یكی از بچه ها سوره «والشمس» را می خواند و دیگران در پاسخ هر آیه، جمله هاها، ها را به صورت پژواك آیات تكرار می كردند و بعد اشعاری را در مدح صاحب خانه می خواندند و صاحب خانه مقداری پول با تنقلات به آنها می داد و بعد از اینكه دور می زدند، در یكی از مساجد جمع می شدند و آنچه را هدیه گرفته بودند بین همدیگر تقسیم می كردند و شاید این كار باعث می شد كه بچه ها به قرآن و این ماه علاقمند شوند. روز عید فطر هم پس از نماز عید فطر، دید و بازدید فامیلی و سركشی به منازل كسانی كه مصیبت دیده بودند آغاز می شد و برای بچه های كوچك هم روزه سر گنجشكی مرسوم بود. بچه ها گاهی تا ظهر و بعد تا افطار روزه می گرفتند كه روشی بود برای آشنا كردن آنها با احكام دین و استفاده از معنویت این ماه مبارك.

در هر شب ماه رمضان برای عده ای از اموات یك فامیل مراسم ختم و یادبودی می گرفتند و مابقی اهالی در آن شركت می كردند و این هم سنت حسنه ای بود جهت یادآوری گذشتگان.

مراسم ماه محرم در روستای فردو

با آغاز ماه عزای سید و سالار شهیدان، حسینیه در حد توان سیاه پوش می شد. بر سر در اكثر خانه­ها پارچه سیاه زده می شد، همه اهالی چه ساكنین و چه كسانی كه در شهرهای دیگر مثل قم و تهران مشغول كار بودند آماده می شدند برای برگزاری هر چه باشكوه تر مراسم عاشورا. در روستای فردو بر خلاف اكثر روستاهای بزرگ كه دارای چند حسینیه هستند و هیئت­های مختلف دارند، از قدیم الایام دارای یك تكیه بود و یك هیئت داشت به نام عزاداران سیدالشهدای فردو. مداح، سخنران و تعزیه خوان همه از اهالی خود روستا بودند و همیشه دو ماه تمام در تكیه عزاداری سید و سالار شهیدان(ع) برقرار بوده است. یعنی از اول محرم شروع و تا پایان صفر ادامه داشت. ساختمان تكیه یك ساختمان بسیار زیبای قدیمی بود كه در اوایل انقلاب اسلامی بازسازی شد.

میدان امام حسین(ع) فعلی روستا از قدیم محل تجمع هیئت روستا بوده است در آنجا خیمه­ای بر پا می شد و تا ظهر عاشورا محل عبادت و نماز و خواندن دعا بود و ظهر عاشورا توسط تعزیه خوانان آتش زده می شد و جمعیت با شور زدن خاطره آتش زدن و غارت خیمه­های سید مظلومان را مرور می كردند. در این محل پس از شور زدن و سینه زنی و سخنرانی، تعزیه خوانی می شد. تا اینكه از سال 64 به بعد مراسم شام غریبان هم به آن اضافه شد. به این منظور خیمه ای دیگر بر پا می شود و هیئت بعد از نماز مغرب و عشا خود را به خیمه­ها می­رسانند و همراه با عزاداری خیمه سوزی می كنند و به سوی خیمه حركت می كنند، با شمع­هایی كه به یاد تاریكی آن شب در كربلا در دست دارند.

مراسم عزاداری در روستای فردو از قدیم الایام شامل سینه زنی، زنجیر زنی بوده و قمه زنی نیز در این روستا مرسوم بوده كه با اعلام نظر امام خمینی(ره) مبنی بر اینكه در حال حاضر قمه زنی صلاح نمی­باشد، در سال 1357 توسط سردار شهید جعفر حیدریان، این كار كنار گذاشته شد و مردم ولایت مدار روستا با تأكید رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر وهن مذهب بودن این عمل، به سینه زنی و زنجیر زنی می­پردازند.

در روستا یك نخل وجود داشت كه آن را روز عاشورا حمل می كردند و یكی از سادات علی الخصوص مرحوم سید جواد رضوی بر بالای آن می­نشست و چاووش می­خواند كه معروف ترین آن این مصراع بود: ایوان نجف عجب صفایی دارد. و مردم با هر بیت آن صلوات می­فرستادند و این نخل را كه دارای ده پایه بود افراد خاصی حمل می كردند كه نماینده طوایف مختلف روستا بودند. آن نخل توسط سردار شهید حیدریان و شهید محمد علی جابری و عده­ای از همرزمان شان، به علت اینكه موجب بیماری و كمردرد كسانی كه آن را حمل می كردند می شد و خرافه­ای نیز به وجود آورده بود شكسته شد.

تشت بزرگی را كه به آن فرات فرات، می­گفتند آب می كردند و در میان حسینیه قرار می­دادند و برای تبرك و تیمن از آن می­نوشیدند فردی هم به نام سقّا مثل مرحوم كربلایی مسلم دشتی با كوزه­ای كه به گردن می­آویخت به مردم عزادار آب می­داد و تقاضای سلام و صلوات بر لب­های تشنه حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) می كرد.

اطعام غذا به صورت عمومی مختص مردان بود، تا اینكه در سال 72 برای اولین بار توسط هیئت محبان شهدای فردو خانم­ها هم اطعام شدند.

یكی از بخش­های تعزیه خوانی آن روزها، چوپانی بود كه در حاشیه كربلا بوده، مشاهده می كند گوسفندانش ناراحت هستند و با زدن نی برای گوسفندان می­خواند:

چرا ای گوسفندان اشك بارید    چرا سر بر سر هم می­گذارید

و بعدها خبر شهادت امام حسین(ع) و یارانش به او می­رسد.

در هشتم صفر روز رحلت حضرت رسول اكرم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) هم تعزیه خوانی می كردند و تابوتی كه بر آن تیرهایی اصابت كرده بود به نشانه تابوت امام دوم حمل ­می كردند. مراسم آن روزها كه نشئت گرفته از صفای دل و پاكی باطن برگزار كنندگان و یكدلی و وحدت اهالی بود، بسیار باشكوه و مورد توجه بود؛ به طوری كه هر فردویی كه در هر كجای این مملكت بود، خود را برای شركت در آن مراسم خود را به فردو می­رساند.

امروزه دو ماه از اول محرم تا پایان صفر برنامه عزدارای و سینه زنی و روضه خوانی در حسینیه شهدای روستای فردو برگزار می­گردد و ضمن عزاداری عادی و مرسوم در دیگر مكان­ها، هیئت­هایی در شب هفتم، شب نهم، شب دهم و روز دهم حركت می دهند و از حسینیه حركت می كنند و دور كاملی را در كوچه­های روستا می­زنند و بعد از آن در حسینیه خاتمه پیدا می كند. این هیئت متشكل از سینه زنی و زنجیر زنی است كه زنجیر زنی آن تك زنجیر و سه ضرب است و سینه زنی از چند دسته كوچك تر تشكیل می شود كه هر كدام نوحه­های توراهی مخصوص خود را می­خوانند و در پایان با دو دمه­هایی مثل: «حسین حسین شعار ماست؛ شهادت افتخار ماست» پایان می­یابد. تزیین میدان امام حسین(ع) به عهده هیئت حضرت رقیه(س) روستای فردو می­باشد.

در مراسم عده­ای هم به اطعام عزادران و پخش شربت و شیر در بین عزاداران می­پردازند و در حال حاضر در دو مسجد روستا یعنی مسجد امام حسین(ع) توسط هیئت متوسلین به امام حسن مجتبی(ع) محبان شهدای فردو و مسجد امام خمینی توسط هیئت متوسلین به قاسم بن الحسن(ع) به مدت حداقل ده شب با نماز جماعت مغرب و عشا و قرائت زیارت عاشورا به اطعام عزاداران می­پردازند و در بعضی منازل همه به صورت مشخص این سنت حسنه اطعام عزاداران انجام می­گیرد. مسجد شهدای روستا هم در بعضی مواقع از دهه اوّل عاشورا فعّال است و به اطعام عزاداران می پردازند.

در پایان یادی هم كرده باشیم از برگزار كنندگان و دست اندركاران این مراسمات كه ما را با این مكتب آشنا نمودند و به گردن یكایك ما حق دارند. سخنرانان: ملا غلامحسین و ملا آقا جمال شریفی، شیخ عباس ابراهیمی، شیخ حسین و شیخ حسن مردانه و شیخ فضل الله عبادی.

خادمین حسینیه: مرحومین حاج حسینقلی و حاج علی شاه علی و... .

مداحان: مرحومین مشهدی عابدین فرد، عباس جهان آرا، محمد وهابی، شاطر محمود برومند، حسن هاشمی و... .

تعزیه خوانان و میان داران: مرحومین حاج جلال رنگرز، حاج قربانعلی صباغیان، احمد ملا محمدی، حاج حسن جامه داران، سید جواد رضوی، مشهدی احمد رنگرز، مشهدی غلامعلی مستوره، مشهدی عبدالعلی استادی، حاج كرم اسدی، مشهدی مسلم دشتی، حاج حسین زینلی و امید زینلی (همیشه روزهای عاشورا در هیبت شیر در می­آمد)، مشهدی میرزا آقا اسدی، حاج عباس ابراهیمی و عزیز الله عبدالهیان و بانیان مجالس: حاج ابوالقاسم دهقان، حاج عباس سعادتی، حاج تقی عسگری و ... و همه آنهایی كه در راه هر چه باشكوه تر برگزار شدن مراسم عزاداری سید و سالار شهیدان(ع) سهیم بوده­اند و امروزه از یاد ما رفته­اند.

روستای فردو در حال حاضر دارای هیئت­های زیر براساس زمان تأسیس می­باشد كه تصمیم داریم بر همین اساس آنها را معرفی نمایم.

1ـ هیئت متوسلین به قمر بنی هاشم(ع) ـ قرآن و تجوید ـ فردو.

2ـ هیئت متوسلین به قمر بنی هاشم(ع) ـ محبان شهدا ـ فردو.

3ـ هیئت متوسلین به امام حسن مجتبی(ع) ـ محبان شهدا.

4ـ هیئت متوسلین به قاسم بن الحسن(ع) ـ فردو.

5ـ هیئت متوسلین به حضرت رقیه(س) ـ فردو.

6ـ هیئت فاطمیون ـ فردو.

7ـ هیئت خادم الزهرا(س) ـ جوانان فردو.

8ـ هیئت بیت الاحزان.

9ـ هیئت متوسلین به فاطمه الزهرا(س) ـ خواهران فردو.

10ـ هیئت خانوادگی شهیدان فضل اللهی.

11ـ هیئت متوسیلین به چهارده معصوم(ع) فردو.

12ـ ستاد یادواره سرداران و 104 شهید روستای فردو.

13ـ مجمع این هیئت­های مذهبی با عنوان هیئت عزاداران سیدالشهدای فردو می­باشد. و در هیئتی بسیار باشكوه در شب اربعین حسینی، از گلزار علی بن جعفر(ع) پس از تجدید پیمان با شهدا، به سمت گلزار شهدای شیخان و حرم كریمه اهل بیت(س) به صورت زنجیرزنی و سینه زنی حركت می­ نماید.

so-bidi-language:FA'>این روستا مثل دیگر مناطق میهن اسلامی ما، دارای آداب و رسوم خاص است كه به بخشی از آنها می پردازیم.


[1]. از فرهنگ جغرافیایی ایران، ج 1.





نوع مطلب :
برچسب ها : کتاب لاله های فردوس،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1396 02:50 ب.ظ
Today, I went to the beach front with my kids.
I found a sea shell and gave it to my 4 year old daughter and said
"You can hear the ocean if you put this to your ear." She put the shell to her ear
and screamed. There was a hermit crab inside and it pinched her ear.

She never wants to go back! LoL I know this is totally off topic but I had to tell someone!
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 11:57 ب.ظ
Appreciating the persistence you put into your site and in depth information you present.

It's awesome to come across a blog every once in a while that isn't the same outdated rehashed material.
Excellent read! I've bookmarked your site and I'm adding your RSS feeds to my Google account.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : غلامرضا شب خیز
نظرسنجی
نظر شما در رابطه با وبلاگ ما چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :